ميرزا شمس بخارايى
197
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
به رسم استقبال چند كس معتبر را به خدمت شاه فرستاد . چند روز در قرشى و نخشب مهماندارى نمودند ؛ از آنجا عازم بخارا شد ، جاى و مكانى خوب حاضر كردند . در شب ، امير به ديدن زمان شاه رفت و تسلّى داد و ماهى دو صد طلا مقرّر كرد . چون زمان شاه دخترى چهارده ساله داشت . امير حيدر طمعكار شد ، از زمان شاه طلبيد . شاه عذر آورد . آخر امير حيدر گفت : دختر را شوهر به كار است . از من بهتر دامادى به كجا خواهيد يافت ! شهر به شهر بردن دختر بزرگ را موافق شريعت نيست . چون زمان شاه دانست كه خواه به رضا و خواه به زور ، امير حيدر دختر را مىگيرد و نيز امير حيدر وعده داد كه بلخ را مىگيرم به شما مىسپرم . آخر به طمع بلخ به كام تلخ رضا داد . چند ماه زمان شاه مكث كرد ، ديد كه هيچ مدد نيست و بهبودى ندارد ، آخر اذن طلبيد كه من در قلعهء آقچه كه نزديك بلخ است مىروم ، هر گاه امير حيدر مدد كنند آنجا حاضر باشم و نيز چون نزديك بلخ باشم شايد مردم بلخ خود راغب شوند . به هر طريقه و تزوير از بخارا بر آمد . مدّت يك هفته به قلعهء آقچه مكث نمود . بعده با اتباع خود كلّهم از راه ميمنهء فارياب عازم هرات شد . شاهزاده فيروز الدين خودش استقبال نمود ، داخل شهر شد . بعد از يك سال اجازت طلبيد كه ارادهء بيت اللّه دارم . شاهزاده فيروز آن را ، به حرمت تمام ، روانهء مشهد نمود . از آنجا حسين على ميرزا ولد فتحعلى شاه به اكرام روانهء تهران نزد شاه ايران نمود . فتحعلى شاه بسيار عزّت و حرمت نمود . مدّت چهار ماه مكث نمود ، بعده اجازت جانب بغداد طلبيد كه از آنجا به مكهء معظّمه رود . فتحعلى شاه چهار هزار طلاى مجار انعام نمود » . تاريخ خانات آسياى مركزى / 37 ، 38 . زمان شاه از حج به هند برگشت و در « سرهند » اقامت گزيد . هنگامى كه برادرش ، شاه شجاع ، به هميارى ارتش انگليس به افغانستان برگشت ، زمان شاه نيز با او بود ؛ پس از كشته شدن شاه شجاع به دست آزاديخواهان كابلى ، دولت درّانى در افغانستان پايان يافت و زمان شاه دوباره به « سرهند » برگشت و در سال 1884 م ، در همانجا فوت كرد و در جوار زيارتگاه شيخ احمد فاروقى دفن گرديد . افغانستان در پنج قرن اخير ، ج 1 / 175 - 196 ؛ تاريخ سياسى افغانستان / 109 - 115 ؛ افغانستان در مسير تاريخ / 379 - 391 ؛ تاريخ احمد شاه درّانى ، خطى / 160 - 235 ؛ تاريخ ايران سايكس ، ج 2 / 468 - 485 .