ميرزا شمس بخارايى

189

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

عربها به آن نسف گفته‌اند . وهرود و ارنگ / 94 ؛ روضات الجنات فى اوصاف مدينة هرات ، ج 1 / 523 ؛ تاريخ بخارا / 53 ؛ مسالك و ممالك ابن خرداد به / 30 و 31 ؛ ترجمهء مسالك و ممالك / 232 ؛ صورة الارض / 228 ، 229 . نام باستانى اين شهر در زمان حكمروايى مغولها تغيير كرد ؛ شرف الدّين على يزدى در وجه تسميهء شهر به قرشى مىنويسد : كه كبك خان چغتايى ( 8 ه . / 14 م ) در دو فرسنگى نسف ، كاخى براى اقامت خويش بنا نهاد و نسف نام كنونى خويش يعنى « قرشى » - به معنى كاخ و قصر - را از كاخ كبك خان گرفته است . ظفرنامهء تيمورى ، ج 1 / 85 . در سدهء نهم هجرى اين شهر از جملهء هزار و سيصد مزرعه‌اى بود كه جزو املاك خواجه عبيد اللّه احرار به شمار مىرفت . رشحات عين الحيات ، ج 2 / 405 . روزبهان خنجى در سدهء 10 - 9 ه . قرشى را از نزديك ديده و در اثر خود از موقعيّت كاخ بر ساحل رود نسف و بنيانگذار آن سخن گفته است . در دوران شيبانيان ، اوزبكان پيوسته در اين شهر كه مركز نسف شمرده شده ، روزگار مىگذرانده‌اند . مهمان نامه بخارا / 318 ، 319 . امّا نسف در روزگار محمود ولى بلخى ( سدهء 11 ه . ) به قرشى مشهور بوده است . بحر الاسرار / 398 . رضا قلى هدايت ، موقعيّت شهر قرشى را در جنوب و هجده فرسنگى بخارا دانسته كه از سمرقند و بخارا سه روزه راه و از شهر كش - كه به شهر سبز مشهور است - دو روزه راه مسافت داشته است . سفارت نامهء خوارزم / 103 ، 104 . آبادانى و شكوفايى قرشى در سدهء 12 ه . / 18 م ، بوده است ؛ در آن زمان ، اين شهر تحت ادارهء خاندان منغيتيه كه فرمانروايى بخارا را داشتند ، قرار گرفت و هر يك از وليعهدان بخارا پيش از رسيدن به سلطنت ، حكومت آنجا را در دست داشتند . چنان كه امير حيدر در 1206 ه . حاكم قرشى بود و در سال 1330 ه . ق / 1912 م ، پيش از آنكه بلشويكها امارت سيّد عالم خان را براندازند ، عثمان بيك بى به عنوان آخرين حاكم قرشى ، حكومت آنجا را در دست داشت . آبيارى در تركستان / 182 ؛ تاريخ سلاطين منغيتيه / - 61 ؛ كشكول سليمى / 1276 - 277 . به گفتهء وامبرى در سدهء نوزدهم به لحاظ وسعت و اهميّت بازرگانى ، قرشى دومين