ميرزا شمس بخارايى

187

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

جهت آزمايش كانهء طلا كه در سرزمين او به فراوانى وجود دارد ، افراد دانشمندى را اعزام كند . در سال 1794 م ، از امسك همراه با گروه معدن شناس ، برناشف استادكار معدن به تاشكند روانه شد . ليكن در مسير بخارا شاه مراد بيگ حكمران آن سامان اجازهء عبور به آنها نداد ، به اين دليل بناچار بازگشتند . در ژوئن 1797 م ، يونس ، خان تاشكند بار ديگر به تزار نوشت تا دو نفر متخصص سنگ‌شناس را جهت نمونه‌بردارى از پنج معدنى كه در تاشكند كشف شده بود به آن سرزمين گسيل دارد . در پاسخ خان تاشكند ، برناشف و پاسپلوف به آنجا وارد شدند . اين درخواست يونس مبناى كار بررسى مواد معدنى در آسياى مركزى توسط متخصّصان روسى شد . برناشف و پاسپلوف ، ضمن كار ، اطلاعاتى در مورد نبردهايى كه ميان فرمانروايان تاشكند و خجند جريان داشت به دست آوردند و هنگام مراجعت به روسها سپردند . استخراج مواد معدنى در آسياى ميانه / 26 و 27 ؛ خاورشناسى در روسيه و اروپا / 317 . 117 / 7 - شاه مراد در سنهء 1879 ، دوباره به طرف هند لشكر كشيد . . . مطالب اين پاراگراف بر پايهء نوشته‌هاى عصرى ، اشتباه مىباشد : نخست اينكه شاه مراد در سال 1879 زنده نبود ، ديگر آنكه ، تاريخنگاران از لشكركشى وى به سوى هند ذكرى نكرده‌اند . صورت درست آن مىتواند چنين باشد : « تيمور شاه افغان در سنهء 1789 دوباره به هند لشكر كشيد . شاه مراد وقت را غنيمت شمرده با لشكر بسيار از طرف بخارا تاخته . . . اين واقعه را در حدود سند به تيمور شاه رسانيدند . . . به عزم محاربهء شاه مراد حركت كرد ، شاه مراد بعد از جزيى . . . » . بر پايهء نوشتهء فيض محمّد كاتب ، هنگامى كه تيمور شاه بار دوّم به سوى پنجاب و سند لشكر كشيد ، شاه مراد از فرصت استفاده كرد و مرو را در 1788 م ، به تصرّف خود در آورد . اين مرد متعصّب سى هزار تن از ساكنان آنجا را كوچ داده ، در نواحى بخارا مستقر ساخت ؛ به عوض مردم بومى ، از بزرگان شهر سبز و بخارا ، گروهى را به اقامت در شهر گماشت . سراج التواريخ ، ج 1 / 41 .