ميرزا شمس بخارايى
176
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
بودند . گروه نخستين يعنى « آق داغليك » ها خود را متكى به كمك قرقيز - قزاقهاى ناحيهء ايلى مىكردند و گروه ديگر « قره داغليك » ها به قرهقرقيزهاى « تين - شن » جنوبى متّكى بودند . امّا خود خانات رسمى و دولتى خاندان جغتايى بتدريج تحت قيمومت اين « روحانيون مسلمان » قرار گرفت . در حدود سنهء 1678 م ، ظاهرا آخرين خان كاشغر به نام اسماعيل ، خواست كه عكس العملى نشان دهد و رئيس دستهء آقداغليك را موسوم به « حضرت اپك » يا « حضرت افك » بيرون راند ، ولى او « جونگر » يعنى مغولهاى غربى كلموك يا قلموق را به كمك طلبيد ؛ اينها اسماعيل را اسير كردند و حضرت افك را به جاى او بر تخت نشاندند . يارى جونگرها به حضرت افك فرصت داد كه بر گروه رقيب خود قرهداغليك نيز غالب گردد و ياركند را پايتخت خود قرار دهد . بدين ترتيب مجددا وحدت كاشغرستان صورت گرفت ولى اين بار به دست روحانيون مسلمان و تحت حمايت امپراتورى تازهء مغولى موسوم به « جونگر » . ر ك : امپراتورى صحرانوردان / 818 - 820 . خوسجان و برنيد 98 / 11 - مخدوم اعظم شايد از دودمان محمّد خبوشانى ( د 938 ه . / 1531 م ) شاعر و عارف روزگار شاه اسماعيل صفوى باشد كه در خبوشان زاده و در خوارزم در گذشت . ريحانة الادب ، ج 5 / 262 . رضا قلى خان هدايت ، مخدوم اعظم را سيّد جلال بخارايى مىداند كه در كاشغر به سادات اعظمى مشهور بوده است . روضة الصفاء ناصرى ، ج 9 / 488 ؛ مير عبد الكريم بخارى از او به نام « سيّد اعظمى الحسينى » ياد كرده است . تاريخ خانات آسياى مركزى / 95 . 98 / 14 - ياركند حمد اللّه مستوفى ياركند را جزو مملكت ختن شمرده است . نزهة القلوب / 258 . ابن اثير ، قدر خان يوسف متوفى به سال 423 ه . / 1032 م ، را فاتح ختن مىداند . سكههاى وى كه در كاشغر و ياركند به سال 404 ه . / 14 - 1013 م ، ضرب شده ، موجود است و اين مىرساند كه وى در تركستان شرقى حكومت مىكرده است . گزيدهء