ميرزا شمس بخارايى

165

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

ختلان هر ساله به طريق مالگذارى چندين مثقال به خزانهء عامره ( يعنى ندر محمد خان اشترخانى ) مىرسانند و ايشان را مردم طلاجات مىخوانند و اين صورت در غير مواضع معيّن از اين نهر كمتر به ظهور مىپيوندد » . بحر الاسرار فى معرفة الاخيار / 269 - 272 . حكومتهاى مستقل چند ، از سده‌هاى پيش از ميلاد تاكنون در سرزمينهايى كرانهء آمو دريا فرمانروايى داشته‌اند كه از جمله مىتوان از : حكومت باخترى ، ( باكتريايى ، بلخى ) يونان - باخترى ، حكومت سغديان ، ابو داوديان ( بنجوريان ) ، خوارزمشاهيان و نيز ميران ( شاهان ) بدخشان ، طخارستان ، ختل يا ختلان نام برد . تركستان نامه ، ج 1 / 172 - 181 ؛ تاجيكان كتاب يكم / 87 ، 180 ، 322 ، 329 ؛ تاريخ بدخشان / 1 - 16 ؛ افغانستان در پرتو تاريخ / 41 ، 59 . براى تفصيلات بيشتر ر ك : دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 / 218 - 220 . طول اين رود تا آرال تقريبا 2500 كيلومتر است و از مجموعهء 2300 كيلومتر مرز ميان افغانستان و جمهوريهاى آسياى مركزى ، 1800 كيلومتر آن را همين رود به عنوان مرز طبيعى تشكيل مىدهد . جغرافياى عمومى افغانستان / 75 ، 76 . 78 / 9 - امير حيدر در ايّام حكمرانى خود . . . مير نصر اللّه خان را حكومت كارشى و مير عمر خان را حكمرانى كرمينه داده بود . تاريخنگاران دوران امير نصر اللّه ضمن رويدادهاى سال 1240 ه . ق ، مىنويسد كه : « در همين تاريخ حضرت امير حيدر ، سلطان مغفرت نشان به مشورت دولتخواهان نامدار و به سبب [ صواب ] ديد وزراى عالى مقدار ، تورهء تورانيان ، شهزادهء عالى مكان ، سيّد مير نصر اللّه محمّد بهادر سلطان از ميان اولاد و اسباط خود برگزيده به يرليغ ولايت نسف و كاسان ، كسبى سرافرازى بخشيده ، حكومت قصبهء چراغچى و يرتى تپه و قمى و ولايت بايسون و شيرآباد و كلف و خزار تا به سرحد ولايت حصار به قبضهء اقتدار و به تصرف اختيارش تفويض فرمود و نيز مير عمر خان را كه ولد سيوم شاه و الا جاه است ، او را نيز در همين تاريخ [ 1240 ] به حكومت ولايت كرمينه و ينگى قورغان قرچغاى و هزاره مفتخر و مسرور گردانيده ، سرافرازى بخشيد » . ظفرنامهء خسروى / - 7 .