ميرزا شمس بخارايى
152
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
بود ، چندين هزار خانوار از ايليات و باديه نشينان سكنى داشتند و قريب ده هزار نفر به پيشهء آهنگرى مشغول بودند . چون بعد از وقوع زلزله ، در سال 1837 ، به بدخشان رفتم به واسطهء اينكه سنگهاى مدكوك كوهها ، راه مجراى رودخانهء « كوك سو » را بسته بودند ، آب تمام آن جلگه را گرفته و دريايى در آنجا احداث شده بود . ديّارى از آسيب زلزله باقى نمانده ، قرا و قصبات را زمين به دم كشيده يا زلزله اثرى از آنها باقى نگذاشته بود ؛ نه پرنده و نه حيوانات چرنده باقى بود ؛ همين قدر ، چند درخت از آثار فيض آباد به جا بود . در جلگهء « آرگو » كه محلّ سكناى شش هزار كس بود ، علامتى به جا نمانده ؛ از ديوارهاى ارگ بدخشانى يك قدرى باقيمانده و جاى شهر را نشان مىداد . و ماركوپولو از اهالى اروپا به آن حدود به سياحت رفته ، چنين مىنگارد كه : در « جرم » كوندوزيها شهرى تازه بنا نموده و بدخشان تازهاش مىگويند . تقريبا يك هزار و پانصد خانوار در آنجا سكنى نموده و چون محلّ بنا ، در جلگهء وسيعى مىباشد ، كمكم بر جمعيّت آنها افزوده خواهد شد . اوراتپه سه روزه راه با سمرقند فاصله دارد . ما بين خوقند و سمرقند واقع شده . نظراوف سيّاح مىنويسد : در سال 1814 ميلادى به آن حدود رفتم . اوراتپه در نزديكى كوه كاشغردون واقع [ و ] « 1 » . از چشمههاى جارى كوه كاشغردون رود كوچكى تشكيل يافته ، از پهلوى اوراتپه مىگذرد . از دو طرف اوراتپه دو ديوار قلعه مانند با مزغلهاى تيركش تفنگ بنا نهادهاند . كوچههاى آنجا بسيار تنگ ، عماراتش را از خشت و گل ساخته ، با جمعيّت زياد . كارخانههاى شالبافى خوب در آنجا بود كه خود ديدم . اهالى اوراتپه با تركمانها و اعراب و ايليات و ايرانيها داد و ستد دارند . در زمان سابق اوراتپه و جيزخ در تحت حكمرانى خدايار بيگ بود و اغلب اوقات خدايار بيگ به جنگ ناربوت ، حكمران خوقند لشكر مىكشيد تا اينكه ناربوت بيگ
--> ( 1 ) . اساس ندارد با توجّه به فحواى عبارت افزوده شد .