ميرزا شمس بخارايى

131

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

دست امير را بوسيده بايستد . پس امير اذن جلوس مىداد . آن دو پيشخدمت يا ناظم بار ، او را در جايى كه به اندازهء شأن و مرتبهء او بود مىنشانيدند و امير بشخصه به عرض عارض رسيدگى نموده ، مطابق احكام فرقان مجيد حكم مىداد . به همين قرار تا قريب ظهر مىگذرانيد و بعد از آن هم صرف غذا و ناهار نموده ، پس نماز جماعت را امامت مىكرد . دوباره بعد از اداى صلاة در مجلس بحث به مباحثه مىپرداخت . سه ساعت به غروب مانده نماز عصر را به امامت جماعت بجاى آورده ، قريب يك ساعت بعد از نماز عصر ، شام صرف مىكرد و باز به رسيدگى عرايض مشغول بود ، تا اينكه آفتاب غروب مىكرد . پس نماز شام را ادا نموده و دو ساعت كمتر از شب گذشته نماز عشا را مىگذارد ، ديگر به بستر راحت خود رفته به راحت و خواب مشغول مىشد . پس از چهار ساعت آسودگى دوباره برخاسته « 1 » به همان قرارى كه ذكر شد به عبادت حضرت بارى مشغول مىگرديد و زمانى كه تكسّرى به وى عارض مىشد يك نفر از معتمدين و اهل علم را به جاى خود به امامت جماعت و نماز مىفرستاد و او بايد در ديوانخانه مطابق احكام قرآن به عرايض مردم رسيدگى نمايد و اجزاء ديوانخانه را حكم نموده بود تماما با لباس اوزبيكى حاضر مىشدند . مير حيدر چهار زن عقدى و ديگر زنان زرخريدى در خانهء خود داشت . از برادران وى ناصر الدين خان به خراسان رفته در آنجا مىزيست . حكمران مشهد ، نواب محمد ميرزا ، در هر ماه سه تومان به رسم انعام به او مىداد و ناصر الدين خان با آن وجه گذران مىنمود . برادر ديگرش به شهر سبز نزد نياز على رفته و در آنجا به سر مىبرد و مير حيدر مخارج او را مىداد . عزّت اللّه مىنويسد : مير حيدر در اوّل خطبه به نام خود خوانده و هم سكّه به نام خود زد و در يك طرف آن « سيّد امير مير حيدر » و در طرف ديگر « پادشاه غازى » سكّه زده بود . روزهاى جمعه را در جامع بزرگ ، خود خطبه مىخواند و مذهب خود را با دولت عثمانى يكى دانسته ، از طرف خود نامه و سفير نزد سلطان عثمانى فرستاده ، اظهار اتحاد

--> ( 1 ) . اساس : خواسته .