ميرزا شمس بخارايى
108
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
عشق تو در ضميرم و مهر تو در دلم * با شير اندرون شد و با جان بدر شود در هر حال اين بندهء نگارنده ميرزا شمس تمام اين وقايع را به چشم خويش ديده و به جهت يادگار در اين صحيفه نگاشتم . اميد است كه مطالعه كنندگان چشم از بد خطى آن پوشيده به چشم خوب در آن نگرند . تحريرا فى شهر ربيع الثانى سنه 1276 يك هزار و دويست و هفتاد و شش هجرى مطابق سنهء 1859 ميلادى . امير شاه مراد امير شاه مراد پدر امير حيدر تمام مملكت بخارا و مضافات آن را در تحت فرمان داشته و امير بخارا گرديده . سبب اينكه اين اسم اميرى را بر خود نهاده يا كى به او داده ، درست معلوم نيست . در اوايل اسلام ، يعنى بعد از رحلت حضرت رسول ، صلى اللّه عليه و سلّم ، اين اسم به امير المؤمنين و خلفاى آن حضرت گفته مىشد و جانشينان او را امير المؤمنين مىخواندند . بعد از آنها ديگر كسى را به اين لقب نخواندهاند . يا « ابو الغازى » يا « نايب » يا « خان » مىناميدهاند و يكصد سال قبل از حكمرانى امير حيدر كه گويا مقارن يك هزار و هشتصد و يك ميلادى بوده ، حكمرانان خيوه و بخارا را « نايب » يا « خان » مىگفتهاند . ابو الفيض خان ابو الفيض خان در سنهء هزار و هفتصد و پنج ميلادى به تخت حكمرانى بخارا جلوس نموده ، پس از آنكه چهل و دو سال حكمران بخارا بود ، در سنهء 1747 ميلادى وفات يافت و از او دو پسر ماند : يكى را عبد المؤمن خان و ديگرى را عبد اللّه خان مىناميدند كه بعد از فوت پدر ، اوّل لقب « خانى » به عبد المؤمن خان و پس از او به عبد اللّه خان داده شد