جعفر حميدى
70
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
پس از كشتار دو شهر « اريحا » و « عاى » مردم ساكن شهر جبعون [ 39 ] از ترس ، با يوشع از در صلح درآمدند اما ( ادونى صدق ) پادشاه اورشليم با ملوك پنج شهر ديگر متحد شد تا با يوشع و بنى اسرائيل بجنگند و مانع ورود آنها به اورشليم شوند لكن هر پنج پادشاه شكست خوردند و پس از اهانتهاى زياد به آنان ، آنها را بر دار كشيدند . سپس در شهرهاى آنان به كشتار عظيمى دست يازيدند . و نيز در آن روز شهر مقيده را گرفتند و ملك آنجا را به خوارى كشتند و مردمش را قتلعام كردند . آنگاه شهر « لبنه » « 1 » را غارت كردند و پادشاه و مردمش را كشتند و كسى را باقى نگذاشتند . خلاصه ، شهرهاى لاخيش [ 40 ] عجلون [ 41 ] ، حبرون [ 42 ] ، دبير و ساير شهرها را گرفته و مردم و ملوك آنجايها را قتلعام كردند . پس آنگاه به اردوگاه خود در جلجال بازگشتند . و يوشع ، تمامى شهرهاى آن ملوك و جميع ملوك آنها را گرفت و ايشان را به دم شمشير كشته ، بالكل هلاك كرد و حاصور را به آتش كشيد . بنى اسرائيل تمامى غنيمت آن شهرها و بهايم آنها را براى خود به غارت برد . اما ، به اين اكتفا نكرده همهء مردم را نيز به دم شمشير كشتند به حدى كه هيچ ذى حيات را باقى نگذاشتند ، آنچنانكه خداوند ، به بندهء خود موسى و موسى به « يوشع بن نون » امر فرموده بود « 2 » . آنگاه قوم اسرائيل سرزمينها را به حكم قرعه بين خود تقسيم كردند و تمام اقوام را مغلوب خود ساختند . اما ، در اين گيرودار قوم فلسطى را نتوانستند شكست دهند . خداوند بواسطهء شرارتهايى كه بنى اسرائيل در زمين كرد بر آنان خشم گرفت كه به سبب آن مدت چهل سال مغلوب فلسطينيان شدند . و چون سستى بر آنها غلبه يافت ، مدت هفت سال به دست مديان تسليم بودند . و در اين مدت اقوام ساكن آن نواحى كه ، از اسرائيليان صدمه ديده بودند بر اسرائيليان هجوم مىآوردند . شموئيل به دستور « شموئيل » [ 43 ] اسرائيليان براى جنگ با فلسطينيان بيرون آمده ، اردو زدند . و در برابر هم صفآرايى كردند ، و جنگ بشدت بالا گرفت و سرانجام
--> ( 1 ) . Lebneh ( 2 ) . صحيفهء يوشع ، باب 11 - بند 12 - 15