جعفر حميدى

56

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

[ 23 ] و بازگشت او و ديدن آتش در كوه طور و مبعوث شدن به نبوت و قيام عليه فرعون را مفصلا بيان داشته است . « 1 » در تورات شرح كامل زندگى حضرت موسى نيامده است . و فقط اشاراتى دارد به خروج موسى از مصر و رفتن به شهر مدين نزد شعيب ( يترون ) پيامبر ، كاهن مدين و هفت سال چوپانى كردن و ازدواج با صفورا دختر شعيب و مبعوث شدن به پيامبرى و بازگشت به مصر . اما يك تاريخ عبرى به نام « سدر هدوروت » گزارش ديگرى نيز از زندگى موسى ( ع ) داده است و آن اينكه « موسى هنگامى كه از مصر خارج شد ، بر اثر نزاعى كه ، با يكنفر مصرى كرد و منجر به قتل او شد ، بيست سال از سنش مىگذشت » . پس از خروج از مصر به حبشه رفت و وارد قشون پادشاه اين كشور شد . در طول ده سال خدمت از خود رشادتهايى نشان داد و بعد وارد گارد سلطنتى حبشه گرديد . پادشاه حبشه مردى به نام « قيقانوس » بود كه موسى را زياد محترم مىداشت . پس از مرگ پادشاه ، چون فرزند او خردسال بود ، موسى به پادشاهى حبشه رسيد و مدت چهل سال حكومت كرد ، پس از آنكه فرزند قيقانوس بزرگ شد و به سن پادشاهى رسيد ، موسى كه در آن هنگام هفتاد سال داشت عازم مدين [ 24 ] گرديد . پس از هفت سال خدمت به شعيب ، با دختر او ، صفورا ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد . در كوه طور [ 25 ] نور خدا بر او ظاهر شد و به پيامبرى مبعوث گرديد آنگاه به مصر رفت و از طرف خدا مأمور نجات قوم يهود شد « 2 » . گفته مىشود حضرت موسى در مدين و نزد شعيب ، به عصايى دست يافت كه ، نام رمز ده نوع بلا كه ، بر مصر فرود خواهد آمد ، بر روى آن نوشته شده بود . موسى به امر خداوند ، همراه با برادرش هارون به نزد فرعون رفتند تا اجازهء هجرت قوم را بگيرند ، اما فرعون راضى نشد ، پس از كشمكش فراوان و ظاهر شدن بلاياى گوناگون ، عاقبت اجازهء خروج گرفتند . دربارهء بيگارى و كار اسرائيليان در مصر ، نظرات بسيارى وجود دارد . بعضى شكل در صفحه مقابل تنديس موسى اثر ميكل آنژ در ايتاليا

--> ( 1 ) . در سورهء مباركهء قصص . ( 2 ) . كتاب صبح اميد ، ص 250