جعفر حميدى

349

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

قرنهاى دوم و اول قبل از هجرت به سمت شمال جزيرة العرب و سوريه و فلسطين و عراق مهاجرت كردند و كشور لخم را در حيره بنياد نهادند . آنان دشمن غسانيان و نخست مسيحى بودند و سپس اسلام آوردند . ملوك لخمى در تاريخ به ملوك حيره ، آل نصر ، آل محرق ، نعامنه ( - نعمانها ) و مناذره ( - منذرها ) نيز معروفند . مردم حيره و اطراف آن را سه گروه تشكيل مىدادند : تنوخ ، عباد ، قحطان و عده‌اى ديگر از قبايل عدنان ، بوده‌اند . تنوخ چادرنشين بوده ، و در بيرون حيره در مغرب فرات ، ميان حيره و انبار زندگى مىكرده‌اند . عباد شهرنشين بوده ، و به گفتهء مورخان دين مسيحيت داشته ( به همين جهت به عباد [ - پرستندگان خدا ] معروف شده‌اند ) ، و اطاعت اردشير را گردن نهاده بوده‌اند . احلاف از قبايلى بوده‌اند كه با مردم حيره ، نبطيها ، ايرانيها و يهود نيز زندگى مىكرده‌اند . عمرو بن عدى را مؤسس حقيقى ملوك لخمى شمرده‌اند . پس از وى پسرش امرؤ القيس نخستين پادشاه اين سلسله مىباشد كه با عده‌اى از پادشاهان ساسانى معاصر بود و از طرف اينان بر قسمتى از قبايل باديه حكومت مىكرد . آخرين پادشاه حيره را شخصى به نام منذر بن نعمان بن منذر معروف به غرور يا مغرور گفته‌اند كه در بحرين كشته شد . ( د . م ج 2 ش - ل ص 2488 ) 37 . شهربراز يا شهروراز [ - گراز كشور ] ، نامش فرخان Farxan وفات در 630 ، سردار ايرانى در زمان خسرو پرويز ، و از مدعيان سلطنت ايران . شهرهاى عمدهء سوريه و اورشليم را فتح و قسطنطنيه را محاصره كرد . اما هراكليوس اول ( هرقل ) عاقبت فتوحات ايران را متوقف ساخت ، و آسياى صغير را بازگرفت ، و در ارمنستان و آذربايجان سپاهيان ايران را دفع كرد ، و در 623 يا 624 شهر گنزك را گرفت ، و آتشكدهء آذرگشنسب را ويران نمود . در باب خصومت پنهانى بين شهربراز و خسرو پرويز در مآخذ عربى رواياتى آمده است ، و مطالب افسانه‌آميزى در باب آن در تاريخ طبرى و تاريخ بيهقى نيز ديده مىشود . پس از سلطنت كوتاه قباد دوم ، كه اردشير سوم به سلطنت نشست شهربراز طغيان كرد ، و با همدستى هرقل به تيسفون لشكر كشيد ، و به يارى بعضى از رجال ايران وارد شهر شد ، و اردشير را به قتل رسانيد ( 630 ) و خود به سلطنت نشست ، اما سلطنتش ديرى نپاييد ، و جمعى از رجال ايران بر ضد او قيام كردند و او را به قتل رسانيدند . ( د . م ج 2 ، ش - ل ص 1512 )