جعفر حميدى
336
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
فراهم آورد و پس از اردشير دوم ، به نام اردشير سوم ، سلطنت كرد . ( د . م . ج 1 ص 90 ) 23 . پلوتارك ( Plutark ) ، به زبان يونانى پلوتارخوس ( Plutarxos ) ، در مآخذ اسلامى فلوطرخس ( Falutarxos ) ، 46 ب م - حدود 120 ب م ، نويسنده و زندگينامهنويس يونانى . از مردم بئوسى بود ، و به مصر و ايتاليا سفر كرد ، و در رم فلسفه تدريس نمود ، و از آتن ديدار كرد ، و سرانجام به بئوسى بازگشت ، و كاهن معبد دلفى گرديد . اثر بزرگش كتاب زندگيهاى مقايسه شده است ، كه مشتمل بر 46 زندگينامه است كه به زوجها مرتب شده ، و در هر زوج احوال يكى از رجال يونان با يكى از رجال روم مقايسه شده است ، و به علاوه ، چهار زندگينامه منفرد نيز دربردارد . اگرچه مباهات پلوتارك به فرهنگ يونانى و عظمت رجال يونان در اين كتاب آشكار است ، در مورد روميان نيز از جادهء صداقت و انصاف دور نمىشود . خصائل و صفات و اخلاق و عادات اشخاص را در ضمن داستانهاى كوتاه تشريح مىكند . لحن وى موقر و داستانهايش جذاب و همواره توأم با قضاوت در اخلاقيات است ، و به همين جهت كتابش رواج و مقبوليت فراوان داشته است . منتخباتى از اين كتاب به نام گلچينى از كتاب پلوتارخ به فارسى ترجمه و در 1314 و 1315 ه . ش در تهران ، و تمام كتاب به عنوان حيات مردان نامى به فارسى ترجمه و در چهار جلد در 1336 - 1338 ه . ش نيز در تهران به طبع رسيده است . اثر ديگر پلوتارك مورالياست ، كه مشتمل بر مكالمات و مقالاتى راجع به موضوعهاى اخلاقى و ادبى و تاريخى است ، و اگرچه شهرت اولى را ندارد . جالب و جذاب مىباشد . ( د . م . ج 1 . ا - س ص 554 ) 24 . عزير Ozayr ، يكى از بنى اسرائيل كه بنابر تصريح قرآن ، يهوديان يا بعضى از ايشان عقيده داشتهاند كه وى پسر خداست ، چنان كه مسيحيان عيسى را پسر خدا مىدانند . معمولا وجود عزير با عزرا كه در كتاب مقدس آمده و در تورات كتابى نيز به نام او هست ، تطبيق شده است ، اما در تورات و در عقايد رايج يهود چنين چيزى نيست كه او را پسر خدا دانسته باشند و اين مسأله مورد توجه مفسرين اسلامى بوده است و گفتهاند دستهء خاصى از يهود اين عقيده را داشتهاند كه عزير پسر خداست . در افسانههايى كه در كتب تفسير و روايات اسلامى آمده ، نوشته شده كه عزير را از آن روى فرزند خدا خواندهاند كه به هنگامى كه تورات در دسترس يهود نبود و از بيم ، نسخههاى آن را در كوهها پنهان كرده بودند و يهود را از آن آگاهى نبود ، او از حافظهء خويش تمام تورات را برايشان خواند و ضبط كردند . بعد كه نسخههاى تورات به دست آمد ، همچنان بود كه او از حافظهء خويش نقل كرده بود و اين امر باعث شد كه او را فرزند خدا بخوانند . اشارهاى در قرآن هست دربارهء كسى كه بر دهكدهاى مىگذشت و در انديشهاش چنين آمد كه خداوند اين دهكده و مردم آن را چگونه زنده خواهد كرد . پس خداوند او را 100 سال ميرانيد و زنده كرد تا چگونگى رستاخيز و بعث را به دو نشان دهد ( بقره 261 ) ؛ مفسرين اغلب اين شخص را كه در آيه نامى از او برده نشده است ، عزير دانستهاند و بعضى او را ارميا شمردهاند . ( د . م . ج 1 ص 177 )