جعفر حميدى
295
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
داده شد ( پيدايش 28032 ) ، و دوبار در قرآن آمده ( آل عمران 87 ؛ مريم 59 ) . فرزندان او را كه همان عبرانيان يا قوم يهود باشند ، بنى اسرائيل مىنامند . دوازده قبيله يا اسباط 12 گانهء بنى اسرائيل asbate - رأوبين ، شمعون ، يهودا ، زبولون ، يساكار ، دان ، جاد ، اشير ، نفتالى ، بنيامين ، افرايم ، منسى - به نام 10 پسر و 2 نوادهء ( پسران يوسف ) يعقوب ناميده شدهاند . براى سبط سيزدهم ( لاوى ) . هنگامى كه در زمان سلطنت رحبعام مملكت بنى اسرائيل قسمت شد ، بخش شمالى آن به نام اسرائيل و بخش جنوبى به نام يهودا خوانده شد . 16 . رأس شمره ra se samra ، قريهاى نزديك شهر باستانى اوگاريت ، واقع در سوريه ، نزديك ساحل و شمال لاذقيه . مهمترين مركز كاوشهاى باستانشناسى در سوريه است . ( د . م . ج 1 . الف - س . ص 1058 ) 17 . واژه ئيل ( ئل ) به كرات در كتاب عهد عتيق و از جمله در سفر پيدايش به خدا نسبت داده شده است و در كلماتى چون بيت ئيل ( خانهء خدا ) ، پنو ئيل ( چهرهء خدا ) ، جبرا ئيل ( مرد خدا ) ، اسرافيل ( درخشش خدا ) ، اسماعيل ( حرف شنونده از خدا ) ، عزرا ئيل ( ياور خدا ) ، و دهها اسم ديگر به كار رفته ، و با استفاده از پسوند ئيل ، نامهاى ديگرى نيز ، ساخته شده است . واژهء ( ئل ) ، نمودار يگانهپرستى و به مفهوم و معناى « نيروى تواناى ناديدنى » است . بابليها ال ( El ) ، سريانيها اليم ( Elim ) ، عبريها الوهيم ( Elohim ) ، و نبطيها الاه ( Elah ) تلفظ كردهاند كه همه نمايانگر مفهومى يگانه و غيبى است كه پيش درآمدى بر يگانه - پرستى و يكتاستايى دوران باستان بوده است . 18 . عمران ، در كتاب مقدس عمرام Amram [ عبرى - ملت برگزيدهء خدا ] ، پدر موسى . به روايت كتاب مقدس ( خروج 1806 ، 20 ) ، پسر قهات Qahat و برادر يصهار Yeshar بود ، و عمه خود را كه ( يكى از دختران لاوى بود ) به زنى گرفت . و او از وى هارون و موسى را آورد . عمرام 137 سال عمر كرد . در روايات اسلامى ، عمران را پسر يصهر بن قاهث Yesharebne Gahes بن لاوى بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم شمردهاند ، و گويند يوخابد Yoxabed يا يوكابد را به زنى گرفت ، و 70 ساله بود كه خدا موسى را به وى داد . ( د . م . ج دوم . ش - ل . ص 1772 ) 19 . رومولوس Romulus ، در افسانههاى رومى ، بانى شهر رم . او و رموس Remus پسران دوقلوى مارس بودند . و مادرشان ، رئاسيلويا ، دختر نوميتور ، پادشاه آلبالونگا بود . آموليوس Amulius غاصب تاج و تخت نوميتور ، دو طفل را به رود تيبر انداخت ، ولى ماده گرگى آنان را شير داد ، و چوپانى بزرگشان كرد . چون به رشد رسيدند ، آموليوس را كشته ، تخت را به نوميتور باز برگردانيدند . سپس شهرى نو بنا نهادند ( بر طبق روايات در ح 753 ق . م ) ولى بين آنان نزاع درگرفت و رموس كشته شد . چون طوايف مجاور از مواصلت با روميان امتناع داشتند ، رومولوس ، قوم سابينها را به جشنى دعوت كرد ، و در ضمن آن ، به اشارهء وى ، روميان دختران سابينى را به تصرف و بعد به نكاح درآوردند . گويند رومولوس در طوفانى ناپديد شد ، بعدها روميان او را به نام كويرينوس Kuirinus پرستش كردند . ( د . م . ج 1 . الف - س - ص 1137 ) 20 . انه ( ene به زبان فرانسه ) و به يونانى آينياس Aynias ، در افسانههاى يونانى ، شاهزادهء