جعفر حميدى

211

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

كشتند و سپس بسوى عده‌اى از يهوديان كه در معبد خود متحصن شده بودند رفتند و بر در معبد آتش افروختند و راه خروج را بستند و آنگاه گوىهاى آتشين به داخل پرتاب كردند و در حالى كه آتش از هر سو زبانه مىكشيد يهوديان متحصن در معبد ، در ميان كورهء مذاب آتش زنده زنده سوختند . صليبيون پس از كشتارهاى وحشيانه دست به غارت مساجد ، معابد و سپس خانه‌هاى مردم زدند . يكصد و پنجاه قنديل طلا و چهل قنديل نقره و تمامى شمعدانهاى طلا و ظروف نقره و طلا به يغما رفت و تازه اين فقط از مسجد الاقصى بود . گودفروا در گزارشى به پاپ اروبانوس دوم چنين مىنويسد : « اگر مىخواهيد بدانيد با دشمنانى كه در بيت المقدس به دست ما افتادند چه معامله شد همين قدر بدانيد كه كسان ما ، در رواق معبد سليمان در لجه‌اى از خون مسلمانان مىتاختند و خون تا زانوى اسب مىرسيد ، تقريبا ده هزار نفر مسلمان در معبد قتل عام شدند و هر كس در معبد مىرفت تا بند پايش خون مىگرفت ؛ از كفار هيچكس جان به سلامت نبرد ، حتى زنان و اطفال را كشتيم . پس از كشتار نوبت به غارت خانه‌ها رسيد ، كسان ما ، چون از خونريزى سير شدند به خانه‌ها ريختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط كردند . هر كس وارد خانه‌اى مىشد آن را ملك طلق خود مىشمرد ، و اين رسم چنان جارى و سارى بود كه گويى قانونى بود كه بايد موبمو رعايت شود . » حمله صليبيون به شهر بيت المقدس را اگر با ورود عمر خليفهء مسلمين مقايسه كنيم كه با كمال سادگى و پاكدلى و بدون خونريزى وارد آنجا شد و مسلمانان مدت پنج قرن بدون ريخته شدن يك قطره خون آنجا را اداره مىكردند ، كاملا به وحشيگريها و خشونت اروپاييان آنزمان كه امروز ادعاى پيشينه كهن تمدن مىكنند پى مىبريم . وقتى كه بيت المقدس به دست اردوهاى صليبى افتاد از گوشه و كنار ، جنگ و گريزهايى بين اعراب مسلمان و صليبيون درگرفت ، اما كارى از پيش نرفت . پس از فتح شهرهاى فلسطين ، صليبيون به فكر افتادند كه براى خود پادشاهى انتخاب كنند و بالاخره قرعهء فال به نام گودفروا افتاد . اروپاييان از انتخاب او شادمان شدند و جشن گرفتند و در كليساى قيامت او را بر فراز تختى نشاندند تا تاج شاهى بر سرش بگذارند . اينان همانجايى را انتخاب كردند كه تاج خار بر فرق