جعفر حميدى

189

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

وى مقيم شام شده بود ، به حضور خليفه رسيد و از دست اميران و سرداران كه به حقوق مسلمين نمىرسيدند شكايت كرد . خليفه اميران را ملامت نمود و آنان را واداشت تا حق عامه را مسترد دارند پس از بازديد از شام سوار بر شتر به سوى بيت المقدس روانه شد . مشهور است كه هنگام رسيدن خليفه به پشت ديوارهاى اورشليم ، ابو عبيده سردار سپاه به پيشواز آمد و از خليفه خواست كه لباس خود را عوض كند و به جاى شتر بر اسب بنشيند و با موكبى درخور ، وارد شهر شود . ابتدا لباسى سفيد و بلند و تميز بر تن او كردند و بر اسبى زيبا سوارش نمودند تا با اين موكب به شهر برود ، اما هنوز چند قدم نرفته بود كه از اسب پياده شد ، جامه نو را از تن بيرون آورد و جامه پشمين خشن خود را پوشيد و بر همان شتر خسته سوار شد و روانه شهر گرديد . مردم شهر كه در انتظار موكبى شاهانه بودند ، چنان كه از خسروپرويز و هرقل ديده بودند ، بر خلاف انتظار ، خليفه را در هيأتى بسيار ساده و درويشانه ملاقات نمودند و از آنهمه سادگى در شگفت شدند . مردم شهر در سال 15 هجرى براى مصالحه با عمر بن الخطاب حاضر شدند . او با همهء ساكنان شهر رفتارى ملايم و آزادمنشانه كرد ، به اسقف نصارى به نام سوفرونيوس « 1 » بسيار محبت كرد و با او به گردش در معابد پرداخت . در همان موقع صلحنامه و قراردادى منعقد نمودند مشروط بر اينكه نصارى با پرداخت جزيه در امان بوده و در اجراى مناسك دينى آزاد باشند . معابد و كليساهاى آنها را در اختيارشان گذاشت و يهوديان را از ورود به بيت المقدس و اختلاط با ساير ساكنان منع كرد . بر طبق مواد قرارداد كه در سال 15 ه . ق منعقد شد و به امضاى عمر بن - الخطاب ( خليفه ) ، خالد بن وليد ، عمرو بن العاص ، عبد الرحمن بن عوف [ 25 ] و معاوية بن ابى سفيان [ 26 ] رسيد ، قدس رسما به تسلط مسلمانان درآمد و نام اين شهر از « ايلياء » به « بيت المقدس » تغيير يافت . بارى ، عمر پس از عقد قرارداد ، با همان سادگى و بىپيرايگى كه از مدينه به اورشليم آمده بود ، بازگشت و از آن زمان اين شهر به دست مسلمانان اداره شد . در زمان عمر ، تاريخ رسمى ، ابتداى هجرت پيامبر قرار داده شد و اصلاحات

--> ( 1 ) . Sophronius