جعفر حميدى
188
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
فراوان داشت . اما ، سربازان او ، وى را به جنگ تشويق مىكردند . خالد بن وليد كه [ 20 ] سردارى سپاهيان ابو بكر را به عهده داشت . لشكريان را به هم متحد ساخت ، اما در همين زمان يعنى در جمادى الاخرى سال 13 هجرى ، پيك مدينه مخفيانه در رسيد و خبر وفات ابو بكر و جانشينى عمر را آورد و همينطور حكم خلع خالد بن وليد را از سوى عمر كه از خالد ناخشنود بود و حكم نصب ابو عبيدهء جراح به فرماندهى سپاه را به همراه آورد كه ابو عبيده آن را براى عدم دلسردى خالد نهان داشت . به هر صورت جنگهاى خونين بين مسلمانان و روميان با فتح مسلمانان و سقوط دمشق از دست روميان و افتادن آن به دست مسلمانان و بازگشت هرقل به بيزانس و تأسف او از اينكه « دمشق سرزمين خوبى بود اما اينك براى دشمن خوب است » ، پايان يافت . پس از فتح دمشق ساير شهرهاى سوريه نيز به دست مسلمانان افتاد ، و ابو عبيده پس از فتح حمص [ 21 ] و بعلبك [ 22 ] راهى شهر بيت المقدس گرديد . سپاه ابو عبيده جراح در محلى به نام « اجنادين » [ 23 ] نزديك بيت المقدس بقية السيف سپاه روميان را سركوب ساخت ، اما شهر قدس به شكست تن درنداد و به مقاومت ايستاد . پس ناگزير به محاصرهء سپاهيان ابو عبيده درآمد . ابو عبيده ، شهر را به محاصره گرفت و آن را به درازا كشاند . عاقبت كمبود غذا ، شيوع بيمارى و مشكلات ديگر ، مردم شهر را وادار و حاضر به مصالحه نمود ، مشروط بر اينكه خليفهء مسلمين با حضور خود در قدس كار مصالحه و شرايط صلح را به انجام رساند . ابو عبيدهء جراح به خليفه پيغام فرستاد و قضايا را شرح داد . اما خليفه با اينكه يارانش به اين سفر راضى نبودند ، همراه با دو نفر از ملتزمين با شتر خويش راهى سفر شد ، سفرى بسيار ساده و بىپيرايه با مشكى آب و كيسهاى خرما و قدرى آرد جو و كاسهاى چوبين و لباسى از پشم شتر بر تن . در سر راه خود در شام با فرماندهان و سرداران ملاقات كرد و آنها را كه با جامههاى فاخر ديبا و اسبان يراقدار ديد بر آنان خشم گرفت . از شتر پياده شد و به سويشان سنگ پرتاب كرد و با پرخاش به ايشان گفت ، چه زود سادگى زمان پيغمبر را فراموش كرده و خود را به اين جامههاى ملون ملبس ساختهايد . در همين شهر شام بود كه بلال بن رباح [ 24 ] بنده آزاد شده و مؤذن پيامبر كه پس از وفات