جعفر حميدى

174

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

بود و ايشان ذليل و مقهور باشند » « 1 » . و در جواب نامه‌اى كه به پسرش شيرويه نوشت گفت من سى هزار درهم به روميان و هزار هزار درهم به قيصر و همين اندازه به پسرش بخشيده‌ام ، آيا كسى كه اين مقدار بخشش دارد از چوبهء دارى بخل مىورزد ؟ من اين چوبهء دار بىقيمت را براى آن نگاه داشتم تا گروگان اطاعت و فرمانبردارى آنان باشد و اوامر ما را بسبب احترام و تعظيمى كه براى اين چوبهء دار در دل دارند مطيع و منقاد باشند . » « 2 » دوام اين سخن خسروپرويز ، مدت زيادى به طول نينجاميد و پس از مرگ او در زمان جانشينان ضعيف النفس ، مجددا صليب به دست هرقل - هراكليوس - امپراطور روم افتاد و به اورشليم برگردانده شد . بيستمين سال سلطنت خسروپرويز ، مقارن بود با بعثت پيامبر اسلام حضرت محمد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و إله و سلم . اواخر سلطنت خسروپرويز كه مدت سى و هشت سال با اقتدار سلطنت كرد ، بسيار فلاكت‌بار و رقت‌آور بود . اختلافات داخلى ، ماليات‌هاى زياد ، جاه‌طلبى سرداران ، بدرفتارى خسرو با پسرانش و زندانى ساختن شيرويه ، همدستى در قتل پدرش هرمز چهارم ، داشتن حرمسرايى بزرگ از زنان و كنيزكان ، ضبط اموال رعايا ، لشكركشىهاى بيهوده و دور نگاهداشتن سپاهيان از پايتخت براى مدت طولانى و ده‌ها اتهام ديگر مواردى بود كه خسرو را پادشاهى زياده‌طلب به حساب مىآورد ، « اما با تمام اين اتهامات از پسرش شيرويه بسيار داناتر و كاردان‌تر بود « 3 » . » در بازپسين روزهاى سلطنت او و بر تخت نشستن شيرويه ، اقتصاد كشور وضعى فلاكت‌بار داشت . و بدبختى ناشى از جنگ با مصيبت طبيعى تشديد گرديد . در سال ششم هجرى مطابق با 627 ميلادى رودخانه‌هاى دجله و فرات طغيان كردند و آب‌بندها را درهم شكستند و به جلگه‌ها سرازير شدند و خانه‌ها و كشتزارها را به زير آب بردند .

--> ( 1 ) . محمد بلعمى . تاريخ بلعمى ، به تصحيح ملك الشعراى بهار و بكوشش محمد پروين گنابادى . ( 2 ) . ابو حنيفهء دينورى . اخبار الطوال ، ترجمهء صادق نشأت ( تهران بنياد فرهنگ ايران . 1336 ) ص 119 ( 3 ) . ايران در آستانهء يورش تازيان . ص 212