جعفر حميدى

171

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

جنگهاى ايران و روم شرقى قبل از اينكه هرمز چهارم ( 578 - 590 . م ) فرزند خسرو اول انوشيروان ساسانى جانشين پدر شود ، جنگهايى بين ايران و بيزانس درگرفته بود كه در عصر خسرو انوشيروان مىرفت تا صلحى پايدار بين دو امپراطورى برقرار گردد . با روى كار آمدن هرمز چهارم به جانشينى انوشيروان كه در حقيقت مردى باتجربه و باكفايت بود ، شورشهايى از هرسو دامن زده شد . هرمز از قدرت و نفوذ اشراف در دربار كاست و نفوذ موبدان و روحانيون زردشتى را كم كرد . او رقيبان خود را از ميان برداشت و حتى چند برادر خود را كشت و كور كرد . همينطور بزرگان و دبيران و وزيران پدرش را به قتل رسانيد به طورى كه همهء اين اعمال باعث عكس العمل شديد مخالفانش عليه او شد . هرمز با كوتاه كردن دست درباريان و اشراف و فئودال‌هاى بزرگ و زمينداران از سر مردم ، خود را به طبقات پائين اجتماع و زحمتكشان نزديك ساخت . او با اينكه از سوى طبقات پائين حمايت مىشد اما ، از طرف اشراف و موبدان و درباريانى كه مطرود شده بودند و در پى فرصت براى اذيت و آزارش بودند تهديد مىشد . شورش بهرام چوبين كه در حقيقت خود سردار مقتدر و بانفوذ دورهء خسرو اول بود ، و نيز تحريك زمينداران و فئودالهاى گذشته همراه با شورش خزرها در شمال ، ترك‌ها از شرق ، هپتاليان از جنوب و اعراب و قبايل قحطان [ 31 ] و معاد به فرماندهى عمرو آبى چشم و عباس اعوج از سوى صحراى عربستان ، غارت شهرها و روستاهاى نزديك فرات و حمله ساوه شاه [ 32 ] خاقان ترك به قلمرو شرقى شاهنشاهى ساسانى ، همه و همه موجبات ضعف حكومت هرمز را فراهم آورد . از سوى ديگر ژوستنين دوم امپراتور روم شرقى از فرصت استفاده كرده در نقض قرارداد صلح مىكوشيد . در اين هنگام شورش بهرام باعث سقوط هرمز گرديد و بندوى [ 33 ] و بسطام دايىهاى خسروپرويز تحريكات را بيشتر دامن زدند . خسروپرويز پسر هرمز كه از سوى دايىهاى خود و بهرام چوبين تحريك شده بود ادعاى سلطنت كرد و از ترس خشم هرمز به آذربايجان گريخت . بندوى و بسطام پس از رهايى از بند ، هرمز را خلع و چشمانش را كور كردند ، اما بهرام فاتحانه وارد پايتخت شد و خسروپرويز به روم شرقى گريخت و از امپراطور « ماوريكيوس »