جعفر حميدى
126
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
نمىتوان بطور كلى پذيرفت ، اما سخنان او به حقيقت نزديكتر است . ابو الكلام آزاد در كتاب محققانهء خود مىگويد : كوروش پس از گشايش « ليدى » ، سراسر آسياى صغير از درياى سياه تا درياى شام را گرفت ، و به آخرين نقطهء مغرب آن روزگار ، يعنى به كرانهء دريا رسيد . « و اينك در كرانهء دريا است كه خورشيد هنگام غروب گويى در دريا فرو مىرود و اين است كه مغرب الشمس ناميده مىشود » ( آيهء 84 كهف ) . « پيروزى دوم كوروش ، كشورستانى او از سوى شرق ، و جايى كه خورشيد طلوع مىكند يعنى سرزمينهاى مشرق است كه مطلع الشمس ناميده مىشود ( آيهء 89 كهف ) . » پس از تصرف لوديا ( ليدى ) و بابل ، كوروش براى خوابانيدن برخى از شورشهاى مشرق بدانسو لشكر كشيد و به گفته قرآن ، هنگامى به جايگاه دميدن آفتاب يعنى مشرق رسيد ، خورشيد را بر قومى تافته يافت ، كه آنها را ساز و برگى براى نگاهدارى خود از گرماى آفتاب نبود ؛ يعنى به كوچنشينى روزگار مىگذراندند و خانمانى براى نشستن نداشتند . كار سوم ذو القرنين لشكركشى به بخشهاى كوهستانى شمال و جلوگيرى از يغماگرى قوم يأجوج و مأجوج و فرمان ساختن سدى براى انجام اين خواست است . ( آيهء 94 سوره كهف ) . هر سه سخن قرآن شريف دربارهء ذو القرنين با رفتار و كردار و اعمال كوروش مطابقت دارد . كوروش در مشرق قفقاز ، در درياى خزر ، راه عبور به شمال را مىبندد ؛ و در مغرب نيز كه درياى سياه قرار دارد ، شمال و جنوب يعنى سرزمينهاى ميان دو دريا را نيز كه كوهستانهاى سر بر آسمان كشيدهاى آنها را از هم جدا مىسازد سد مىكند . مردمان شمال يا به گفتهء قرآن ، قوم يأجوج و مأجوج براى هجوم به سرزمينهاى جنوبى ، جز تنگهاى كه در ميان اين رشته كوهها قرار داشت ، راهى نداشتند . كوروش در پيشروى خود به سمت شمال ، به دو كوه بلند از كوههاى قفقاز [ 16 ] رسيد . اين دو كوه بلند كه در بين آنها تنگه است ، در قرآن به « سدين » يا دو سد تعبير شده است . در هنگام برخورد كوروش با اين تنگه ، بنابه تقاضاى مردم آن نواحى ، كه مىخواستند از شر يأجوج و مأجوج خلاص شوند ، سدى از آهن بنا