جعفر حميدى

106

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

بخت نصر [ 120 ] فرزند نبوپلسر و نوهء آشوربانيپال در سال ( 605 ق . م ) در زمان پادشاهى يهوياقيم از سوى پدر مأمور نبرد با « نخو » فرعون مصر شد و او را شكست داد ، او پس از درگذشت پدرش در سال 604 ق . م به پادشاهى بابل رسيد . در اين زمان ارمياى نبى از كاهنان عنانوث ، كه معاصر يهوياقيم بود ، پيوسته او را براى سازش با نبوكدنصر سفارش مىكرد ، اما يهوياقيم به سخنان او گوش نمىداد . در سال 597 ق . م كه سال هفتم پادشاهى نبوكدنصر و سال يازدهم حكومت يهوياقيم بود ، پادشاه بابل لشكريان آرام ، موآب و عمون را ، كه دشمن ديرين يهودا و اسرائيل بودند ، به كشور يهودا روانه ساخت . و خود نيز با سپاهيان بابل به يهودا تاخت . يهوياقيم شكست خورد و درگذشت . پس از او ، پسرش يهوياكين « 1 » ، كه هجده سال داشت به پادشاهى رسيد و سه سال در اورشليم پادشاهى كرد . اما ، چون با پادشاه مصر كه دشمن پادشاه بابل بود طرح دوستى ريخت و به سخنان ارمياى نبى گوش نداد ، براى بار دوم لشكريان نبوكدنصر ، به اورشليم تاختند و بازماندهء گنجينه‌هاى پادشاه و ظروف خانهء خدا را غارت كردند ، و يهوياكين را با مادرش همراه با ده هزار نفر از مردم ، اسير كردند و به بابل بردند . پيش از آنكه نبوكدنصر به سرزمين اورشليم بتازد ، به نوبت هر سه پادشاه را قسم داده بود كه عاصى نشوند و شرارت نورزند . اما ، آنان چنين نكردند و گناه ورزيدند و حرفها و نصايح ارمياى نبى را گوش ندادند . پس از كشته شدن يهوياكين ، عموى او صدقيا « 2 » [ 121 ] كه بيست و يك سال داشت ، به دست نبوكدنصر ، به پادشاهى رسيد ، و نسبت به نبوكدنصر سوگند وفادارى ياد كرد . اما او با اينكه سوگند خورده بود ، در تمام مدت يازده سال پادشاهى خود ( 596 تا 586 ق . م ) ، به سوى مصر گرايش داشت . صدقيا ، در نظر يهوه خداى خود شرارت ورزيد و در حضور ارمياى نبى كه از زبان خداوند سخن مىگفت تواضع ننمود . و نيز بر نبوكدنصر كه او را به خدا قسم

--> ( 1 ) . Jehoiakin ( 2 ) . Sedekiah