عبد الحي حبيبى

922

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

با چنين قوت و صراحت لهجه ، سخنان اين مردم مانند تيرهاى ايشان تيز و زننده بود ، ولى بسيار موثر و كارى . تا جاييكه عبيد اللّه بن زياد ميگفت : « سخنان اين مردم بر دلها زودتر اثر نمايد مانند آتش در نيستان . » گويند وقتى مردى دانشمند و شيوا از خوارج پيش عبد الملك بن مروان خليفهء اموى آمد . چون خليفه او را بدين دانشمندى و هوشيارى ديد گفتش كه از مذهب خود برگردد . ولى اين مرد خارجى با بيانى فصيح و قوى مزاياى مذهب خود را برشمرد ، كه عبد الملك را به شگفتى اندر افگند و گفت : نزديك بود باور نمايم ، كه بهشت براى اين مردم آفريده شده است . « 1 » خارجيان با چنين روحيهء نيرومند و احساس قوى و عاطفهء سرشار با آيين خود در خراسان و سيستان تا مرزهاى هندوستان قد علم كردند ، و با حكمرانان و لشكريان خلفاى بنى اميه و عباسيه هر دو جنگيدند ، و حركات ايشان مويد حفظ هويت ملى مردم اين سرزمين گرديد ، مثلا خروج يوسف برم در 160 ه و باز مجاهدات مداوم خوارج در سيستان و نهضت حمزه و ديگران را در چند صفحه قبل ازين شرح داده‌ايم ، و هم در قسمت دهم فصل سوم اين كتاب جاييكه از مقاومتهاى شديد حمزه صحبت ميكرديم ، نامهء خليفه هارون الرشيد را با پاسخ قوى و مستدل حمزه در مقابل آن نوشتيم ، كه از مطاوى آن روح صميم عقيدت خالص و مبارزه با ستم و ادعاى اينكه خود حمزه امير المومنين و مستحق اين مقامست به خوبى نمايان است . در همان مبحث شعر عربى را از يك شاعر مجاهدان امير حمزه آورديم كه مطلع آن‌چنين بود : اظن هرون و اشياعه * انا نبيع الحق بالباطل . . . الخ اين شعر را در همان فصل كتاب به تفصيل بخوانيد ، كه نمونهء گرانبها و بسيار قوى ادب خارجى همان عصر افغانستانست و شما ميتوانيد ازلف الفاظ و ابيات آن ، روح قوى و عزم متين و تفانى در مسلك و خصائص ادب خارجى را به خوبى دريابيد .

--> ( 1 ) - ضحى الاسلام 3 / 340 ببعد