عبد الحي حبيبى

900

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

از صوفيان معروف خراسان ابو نصر سراج طوسى ملقب به طاووس الفقراء ( متوفى 378 ه ) گويد : كه پشمينه ( صوف ) پوشى دأب انبياء و شعار اولياء و اصفياء بود ، صوفيان هم به ظاهر همين لباس منسوب شدند ، نه به نوعى از انواع علوم و احواليكه داشته‌اند . « 1 » همچنانكه دربارهء اشتقاق و ساختمان كلمهء صوفى و تصوف اختلافست ، در تعريف آن هم سخنها گفته‌اند ، كه حتى بقول سهروردى در عوارف المعارف دربارهء ماهيت تصوف زياده از هزار قول موجود است ، و آنچه مختار همه است اينست كه : « ان يكون العبد فى كل وقت بما هو اولى فى الوقت . » « 2 » يعنى : تصوف به كار داشتن وقت است بدانچه شايسته‌تر و سزاوارتر باشد . « 3 » و در شرح اين وجيزه از جنيد منقولست كه تصوف عبارتست از اخلاق نيكو كه در زمان نيكو از مرد نيك

--> گفتيم ، در حدود سنه 9 ه هيون تسنگ زائر بودايى چينى در افغانستان گردش ميكرد ، او در معابد و صوامع و مغارهاى كوهساران اين سرزمين بسا روحانيون غارنشين و تاركان دنيا را ديده بود ، كه به دو مذهب صغير و كبير بودايى گرويده بودند ، و بما روشن است كه در افكار بودائيان و فلسفهء دينى اين مردم عقائد حلول و تناسخ و وحدت وجود و ترك دنيا و رهبانيت موجود بود ، كه جزو مهم تصوف ممزوج و مختلط گرديد . در عوارف المعارف شهاب الدين سهروردى ( متوفى 632 ه ) وارد است كه صوفيه را منسوب به صفه دانند كه در عهد نبوى جاى فقراء مهاجران بود . . . در خراسان يك فرقه شكفتيه وجود دارند ، كه در غارها منزل كنند ، و در شهرها و آبادانيها رفت‌وآمد نكنند ، و از بقاياى اصحاب صفه‌اند ، و همين طايفه را در شام رجوعيه نامند . چون شكفت در فارسى بمعنى غار است . پس وضع غارنشينى اين طايفه در خراسان شبيه با مغاره‌نشينان عصر هيون تسنگ است . و درينجا فكر ما به كلمه سوپ كه در پنبتو بمعنى غار و رهگذر سرپوشيده است منتقل مىشود ، كه بنابرين حدس سوپى [ - صوفى معرب ] همان غارنشين هيون تسنگ و شكفتيهء خراسانى باشد . ولى اين حدس به قرينه قوى ديگرى نيازمند است . ( 1 ) - كتاب اللمع 41 طبع قاهره 1960 م ( 2 ) - اللمع 45 ( 3 ) - اسرار التوحيد 251 طبع تهران 1332 ش