عبد الحي حبيبى

76

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

است كه وزير او از برهمنان بود ، و كلر نامداشت كه بخت مساعدش گشت و اتفاقا خزاينى را يافت ، كه بوسيلهء آن نيرومند گرديد . چون پندار و كردار لكتورمان ناپسنديده بود ، و مردم از دست وى بوزير شكايت بردند ، بنابر ان وزير او را زندانى كرد . و چون توانايى داشت بالآخر تخت و تاج را هم گرفت . بعد از و برهمنان ديگر بشاهى رسيدند ، كه سامند و پس از ان كملو و بهيم و جيپال و انندپال و تروجنپال باشند ، كه موخر الذكر در سنه 412 ه بود . و پنج سال پس ازو پسرش بهيم پال حكم راند ، كه با او سلسلهء هند و شاهيه « 1 » منقطع گرديد ، و كسى نماند كه آن كانون را بازافروزد . اين شاهان با وجود پهنائى كشور بمكارم اخلاق و حسن عهد و پرورش رعايا شهرت داشتند ، و بهترين برهان سيرت نيك ايشان نامهء انندپال است به سلطان محمود ، و با وجوديكه وى با سلطان روابط درشت داشت ، نامه‌يى به او فرستاد در كمال جوانمردى و در ان گفت : شنيده‌ام كه تركان بر تو خروج كرده و به خراسان آمده‌اند . اگر ميخواهى با پنج هزار سوار و ده هزار پياده و صد فيل به ياورى تو خواهم شتافت ، و الا دو چند همين لشكر را با پسر خود خواهم فرستاد . اما درين خواهش مقصد من اين نيست كه خود را به تو گرامى و محبوب بسازم چون من ترا شكسته‌ام نميخواهم جز من ديگرى بر تو چيره گردد . و اين انندپال بسبب اسارت پسرش با مسلمان كينهء سختى داشت ، ولى پسرش تروچنپال چنين نبود » « 2 »

--> ( 1 ) - شايد باعتبار ديانت برهمنى به اين نام مسمى شده باشند . ( 2 ) - كتاب فى تحقيق ما للهند از ابو ريحان البيرونى ص 350 طبع حيدرآباد كن 1958 م