عبد الحي حبيبى

882

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

خوارج در خراسان : بارى خوارج با چنين افكار و هويت در كشورهاى اسلامى سالها با امويان و عباسيان پيكارها مىنمودند ، و مردمى دلير و شجاع و راست و در راه مسلك خود سرباز بوده‌اند ، و در خراسان و بلاد و كوهسار افغانستان تشكيلات منظمى داشته‌اند . مثلا در سنه 160 ه 776 م در خراسان يوسف البرم از همين مردم با جم غفيرى بر المهدى خليفهء عباسى خروج و انتقاد كرد ، و هياهوى بزرگى را توليد نمود ، كه ما شرح خروج و قتل او را در فصل 3 قسم 8 به تفصيل داده‌ايم . خارجيان سيستان ، علماى معروف و زبردستى در علوم عربى نيز داشته‌اند ، كه از ان جمله درين فصل در قسمت علوم ادبى ذكر ابو حاتم سهل بن محمد بن عثمان سجستانى ( متوفى 248 ه ) گذشت ، كه يكى از اعاظم ادباء و مولفان دورهء عباسى و از شاگردان ابو عبيدهء معمر ( به فتحه دو ميم ) نحوى بزرگ است ( متوفى حدود 210 ه ) او گويد : كه ابو عبيده هم خارجى بود ، و چون من ( ابو حاتم ) هم از خوارج سيستان بودم ، بنابرين همواره مرا گرامى داشتى . « 1 » سيستان يكى از قوىترين و مهم‌ترين مراكز خوارج بود ، كه در فصل سوم و قسمت دهم اين كتاب ذكر ايشان با رجال معروف خارجيان و نهضت حمزهء سيستانى با افكار و آمال و اميال او به تفصيل آورده شد ، و در همين مبحث گفتيم كه يك فرقهء خاص خوارج عجاردهء خراسانى بنام حمزيه ياد مىشوند ، كه به اين قائد دلير سيستانى نسبت دارند ، و علماى ملل و نحل ايشانرا ذكر كرده‌اند . « 2 » شهرستانى گويد : حمزيه با ميمونيه در قدر كه خير و شر از عبد است موافقند ، و حمزه از اصحاب حضين بن رقاد بود ، و حمزه دو امام در يك عصر جائز ميدارد ، كه مادام مجتمع الكلمه نباشند ، و بانقياد اعدا قيام نكنند . ديگر فرقهء همين خوارج ، خليفه اصحاب خلف خارجىاند ، كه از سيستان

--> ( 1 ) - ابن خلكان 1 / 107 ( 2 ) - ترجمه فارسى ملل و نحل شهرستانى 95