عبد الحي حبيبى
862
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
عين همين احاديث را در منابع اهل سنت مانند الدر المنثور سيوطى و در الصواعق المحرقه ابن حجر و نهايهء ابن اثير و غيره هم آوردهاند ، كه رسول خدا به على گفتى : كه مومنان داراى عمل صالح و خير البريه ، تو و شيعهء تواند . « 1 » و نيز بارى تعالى ابراهيم خليل را با رفعت درجهء نبوت شيعى ميخواند كه « و ان من شيعته لابراهيم . » و در لغت عرب شيعى ، پيرو و ياور و مقتدى باشد ، و اين لفظ اجرا كردند در پيروان و ياران و ياوران و انصار امير المومنين على مرتضى « 2 » و ايشان عقيده دارند كه حضرت على با وجود استحقاق خلافت در عصر خلفاى ثلاثه ساكت ماند ، زيرا ميديد كه ايشان در نشر كلمهء توحيد و لشكركشى و فتوح اسلامى مساعى بليغى كردهاند ، و اگر او تخلف نمايد ، وسيلهء پريشانى و شكست اسلام خواهد بود . ولى چون بخلافت رسيد و ( حضرت ) معاويه از بيعت او خود را بازداشت ، پس در صفين با جمعيت بزرگ اصحاب و شيعهء خود با او جنگ كرد . « 3 » در نظر شيعيان : اسلام و ايمان مترادف و مبنى بر چهار ركن است : اول توحيد . دوم نبوت . سوم معاد . چهارم عمل به پنج چيز يعنى نماز و روزه و زكات و حج و جهاد . و بنابرين تعريف ايمان نزد ايشان : اعتقاد به دل و اقرار به زبان و عمل به اركان است « 4 » در حالى كه اهل سنت عمل اركان را جزو ايمان نشمردهاند . شيعهء اماميه يك ركن ديگر را هم جزو خامس ايمان دانند كه آن اعتقاد به امامت است ، كه در نزد ايشان مانند نبوت ، يك منصب الهى و منصوص است و در همين مبدأ اماميان را با مذاهب ديگر ، فرق اساسى موجود باشد ، و گويند كه خداوند پيامبر خود را امر داد تا به امامت حضرت على نص دهد و او به حق امير المومنين است و بعد ازو هم زمين از حجتى كه وصى ظاهر مشهور و يا غايب مستور باشد خالى نخواهد ماند « 5 » و ما شجرهء اين امامان دوازدهگانه و دودمان حضرت على ( رض ) را در ذيل مىآوريم :
--> ( 1 ) - اصل الشيعه و اصولها از امام محمد حسين آل كاشف غطاء 68 طبع هفتم نجف 1355 ق ( 2 ) - كتاب النقض 177 ( 3 ) - اصل الشيعه 71 ( 4 ) - اصل الشيعه 81 ( 5 ) - اصل الشيعه 81 ببعد و گولد زيمر در عقيدهء اسلاميه 175