عبد الحي حبيبى

72

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

XSHY بمعنى حكمرانى بوده و در اوستا كشاى XSHAY و در سنسكريت كشايتى KSHAYATI ( استيلاودارا بودن ) بود ، و از همين ريشه كشايتهيه XSHAYATHIYA بمعنى شاه يا شاهى Royal در كتيبه‌هاى هخامنشيان مكرر آمده است « 1 » بهر صورت تاريخ استعمال كلمهء ( شا ) از روى كتيبهء سرخ كوتل بغلان در افغانستان به قرن نخستين ميلادى ميرسد و چون دردمانهاى شاهان افغانستان بعد از قرن اول ميلادى تا حلول اسلام با بقاياى كوشان شاهان ربط داشته‌اند ، بنابر ان در نامهاى اين خاندانهاى حكمداران كلمهء شاه دخيل بوده ، و عبيد اللّه ابن خرداذبه مورخ و جغرافيانگار عرب ( حدود 230 ه ) در ذكر نامهاى شاهان مانند سجستان شاه - مرو شاه - داوران شاه - توران شاه و غيره بزرگ كوشان شاه و كابلان شاه را هم نامبرده است « 2 » وى گويد كه ملك كابل را كابلشاه گويند « 3 » كه عين همين نام را بوريحان محمد بن احمد البيرونى ( متوفى 440 ه ) نيز در ذكر ملوك آورده است ملوك كابل : كابل شاه « 4 » كلمهء شاه كه به املاى SHA در مسكوكات كنيشكا موسس سلطنت كوشانشاهان بزرگ ، و همچنين در كتيبهء بغلان برسم الخط يونانى آنوقت به شكل SHA - O نوشته شده حرف اول كه در ان رسم الخط مخصوص صداى ( ش ) بود ، آن را برخى از نويسندگان P يعنى R يونانى پنداشته‌اند ، و چون بعد هر كلمهء اين رسم الخط يك O فاصل كلمات نوشته ميشد ، آن را هم جزو همين كلمه شمرده و بالاخر با سهو فاحش كلمهء واضح الدلالهء اصيل زبان درى و كوشانى را ( راو ) خوانده و آن را با ( راى ) هندى خلط كرده‌اند ، در حالى كه اصل كلمه در كتيبهء بغلان و مسكوكات كوشانشاهان ( شا ) بوده و ابدا

--> ( 1 ) - اولد پرشن 181 از كينت پروفيسور پوهنتون پنسلوانيا طبع امريكا 1953 م ( 2 ) - المسالك و الممالك 170 طبع ليدن 1306 ق ( 3 ) - همين كتاب ص 40 ( 4 ) - آثار الباقيه ص 120 طبع ليبزيك 1876 م