عبد الحي حبيبى

822

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

بدا بردار مملكت يعنى بغداد ! كه خدايش مدتى مهلت داد ، ولى هنگاميكه بر اهالى آن كبائر احاطه كرد ، پس با خسف و افگنش و سوختن و پيكار شديد سرزنش شدند . و بر بغداد ايمن حادثه‌يى آمد كه حذر از ان ميسر نبود ، و از مطالع آن زشتى و بدى طلوع كرد ، و و اهل آن پاداش گناهاى خود را يافتند . . . » از اواخر زندگى و وفات اسحاق خبرى نداريم ، از برخى اشعارش پيداست ، كه چشمانش در پيرى نابينا شده بود ، و در ان باره ميگفت : فلم يعم قلبى و لكنما * ارى نور عينى اليه سرى « دل من نابينا نيست ، زيرا روشنى چشم بدل انتقال يافته . » مروان خراسانى مروان بن سليمان از نسل ابو حفصه طبيب يهودى خراسانيست ، كه از موالى مروان بن حكم اموى بود ، و بنابرين او را ابن ابى حفصه گفتندى . چون بر خراج يمامه مامور شد ، در انجا زن عربى را گرفت . مروان در سنه 103 ه 721 م از پدر شاعرى بوجود آمد ، و بمدح المهدى پرداخت . و چون اهل بيت را در اشعار خود بدگويى كرده بود ، شيعيان او را در سنه 182 ه 798 م بكشتند . « 1 » مروان در شعر بر مذهب پيشينيان ميرفت ، و علماى لغت و ادباء او را گرامى داشتندى ، و محمد بن اعرابى شرح شعر را بر مروان ختم كرده و از ديگران صرف نظر نموده است . « 2 » ولى خود مروان همواره اشعارش را بر يونس بن حبيب خواندى ، تا آن را تنقيح و انتقاد نمايد . « 3 » بارى مروان از يمامه بدربار مهدى آمد ، و قصيدهء طويلى در مدح او گفت ، كه در ان ناقهء خود را از مهار تا سپل آن ستوده و سرابهاى باديه را تصوير كرده بود ، ولى ابو العتاهيه با دو بيتى آن را جواب گفت ، و خليفه بهر دو جايزهء مساوى داد . « 4 » مروان به بخل مشهور بود ، و از درك جوايز شعرى مال فراوان اندوخت ، « 5 »

--> ( 1 ) - عصر المامون 3 / 286 ( 2 ) - الاغانى 9 / 49 ( 3 ) - الخصائص ابن جنى 1 / 330 ( 4 ) - تاريخ بغداد از خطيب 6 / 258 ( 5 ) - مطالع البدور 1 / 73