عبد الحي حبيبى

772

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

چون مسلمانان بدعوت خود آغاز كردند ، در فهم معانى قرآن اشكالى نداشتند ، زيرا وحى به زبان خودشان نازل مىشد ، و اگر هم گاهى از درك معانى و يا اشارات و مجملات آن در مىماندند ، از حضور نبوى در آن باره سوال و حل مشكل خود را مى نمودند ، و اين اطلاعات از صحابه بتابعين نقل شد ، و سينه به سينه انتقال يافت . هنگاميكه دين اسلام وسعت يافت ، و احكام قرآنى ، اساس تمام مسائل زندگى مردم بين مصر و هند گشت ، و اين ملل نو مسلم با زبان عربى نيز نو آشنائى يافته بودند ، و در آيات قرآنى هم ناسخ و منسوخ و مفصل و مجمل وجود داشت ، و شأن نزول آن هم توضيح ميخواست ، بنابرين وجوه ، ضرورت شديدى به علم تفسير احساس شد . از تفاسير قديم ، تفسير منسوب به عبد اللّه ابن عباس ( متوفى 68 ه 687 م ) است كه آن را برخى از مفسران از مرويات او در تفسير آيات قرآنى فراهم آورده‌اند . و بقول ابن نديم : مجاهد آن را از ابن عباس روايت كرده و بعد از آن چند تن ديگر از مجاهد روايت نموده‌اند . « 1 » و مفسران ديگر پس از ابن عباس ، عبد الملك بن عبد العزيز « 2 » مشهور به ابن جريج ( 80 / 150 ه ) و اسماعيل بن عبد الرحمن سدى ( متوفى 127 ) و مقاتل بن سليمان ( متوفى 150 ه ) و غيره‌اند ، و پس از ايشان تفسير كبير جامع البيان فى تفسير القرآن از آثار امام محمد بن جرير طبرى ( متوفى 310 ه ) است ، كه در اواسط قرن چهارم هجرى در بخارا از طرف علماى خراسان به زبان درى هم ترجمه شد . ( طبع حبيب يغمايى در 7 جلد در تهران بعد از 1339 ش ) پس علم تفسير كه در نزد ملل مسلمان عبارت از دانستن معانى آيات قرآن مطابق قواعد لغوى و صرفى و نحوى و بلاغت و شأن نزول و تعيين مكى و مدنى و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و خاص و عام و مطلق و مقيد و مجمل و مفسر و مدلول و احكام و موارد تأويل و قصص و وعيد و امر و نهى آن بود « 3 » ، حسب ضرورت مورد توجه

--> ( 1 ) - الفهرست 50 ( 2 ) - او را نخستين مصنف در اسلام و صاحب آثار و تفسير شمرده‌اند ( قوت القلوب ابو طالب مكى 2 / 37 ) ( 3 ) - الاتقان سيوطى و كشف الظنون و كشاف اصطلاحات از تهانوى .