عبد الحي حبيبى
758
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
اين شعر نفهميده باشد . در حالى كه اكثر كلمات آن عربيست ، و مامون هم از مادر خراسانى به دنيا آمده و از سنه 193 تا 202 ه تقريبا ده سال در مرو و خراسان بود ، پس حتما اينقدر فارسى را ميدانست كه اين اشعار معجون مركب فارسى و عربى را فهميده باشد . و هم امر حتمى نيست كه ممدوحى مضمون و نكات و زبان شعر مدحيه را به تمام و كمال بداند ، و ما ميدانيم ، كه تمام شاهان شرق كه ممدوح شعراء تازى و فارسى و غيره بودهاند ، همه آنقدر عالم و دانشمند نبودهاند ، كه به تمام مطالب و مزاياى كلام مادح پى ببرند . مثلا شاهان سلجوقى كه مداحان آتش زبانى داشتند ، در اوايل داراى سواد هم نبودهاند . « 1 » بارى ترديد و تزئيف قول عوفى بدون داشتن شواهد يقينى با حدس و گمان دشوار است ، و اين قضيه در تاريخ ادبيات درى بين شك و يقين مشوش خواهد ماند ، تا وقتى كه در رد و يا قبول آن سند قاطع ديگرى بدست نيايد . اما براى پژوهندگان تاريخ ادبيات و فكر خراسان و نقادان ادب ، دانستن اين مطالب و اسناد - اگرچه اخبار آحاد باشد - واجب است ، و بايد گفت كه اگر اين شعر را با آثار باقيهء ديگر درى از همين عصر مقابله و مقايسه كنيم ، و باز آن را در قطار آثار و قصايد قرن پنجم و ششم بگذاريم ، شباهت آن با آثار موخر الذكر بيشتر است تا به چند اثر باقى ماندهء قرن دوم . و نيز كسانى كه در مقابل اعتراضهاى دستهء اول ، دلايل خود را در رد همان اعتراضات گفتهاند ، در صحت و سقم اصل قضيه وارد نشدهاند ، بلكه براى الزام خصم ، دلايل الزامى را آوردهاند نه اقناعى . بنابرين درين مورد تا قرينهء ثابت خارجى ديگرى بدست نيايد ، با ضرس قاطع چيزى نميتوان گفت . هدايت تاريخ وفات عباس مروزى را در 200 ه 815 م نوشته و اين بيت او را آورده است : معذور كن اى شيخ كه گستاخى كردم * زيرا كه غريبم من و مجروحم و خسته « 2 »
--> ( 1 ) - تلخيص از تاريخ ادبيات همايى 2 / 504 ببعد ( 2 ) - مجمع الفصحاء 1 / 131 طبع طهران 1336 ش