عبد الحي حبيبى

60

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

2 - از اسناد عربى و فارسى قرابت و خويشاوندى كابلشاهان و رتبيلان ثابت است . ولى دامنهء اقتدار رتبيلان از سيستان تا غزنى بود ، و كابلشاهان بر كابل و ملحقات آن تا كرانهاى درياى سند حكم ميراندند ، و نويسندگانيكه كابلشاهان را رتبيل شمرده‌اند قول ايشان منافى اكثريت قاطع مآخذ عربى و فارسى است و خلط كرده‌اند . 3 - رتبيلان در شهرهاى زرنج و بست و پنجواى و كوهك مركزيت داشتند ، و بقول بيهقى همين كوهك ( - كوهژ كه اكنون هم بقاياى آن بنام كوهك در غرب قندهار بر كنار غربى ارغنداب موجود است ) شارستان رتبيل بود . 4 - بقول تاريخ سيستان در عصر يعقوب ليث ( سنه 255 ه ) پسر رتبيل گبر بود . اگر قرائت كلمهء گبر صحيح باشد پس حدس ميتوان زد ، كه ديانت رتبيلان در اواسط قرن سوم گبرى ( زردشتى ) بود ، و به قرار اسناد تاريخى ميدانيم كه ديانت گبرى ( گبركى ) در سيستان و اراضى غربى افغانستان تا همين عصرها هم باقى بود . و در آخر افراد اين خاندان مسلمان نيز بوده‌اند . 5 - عصر رتبيلان و عدد ايشان : از روى مآخذ موجود ميدانيم كه رتبيلان از آغاز دورهء اسلامى ( تا 258 ه ) كه يعقوب ليث ايشان را مستأصل مىكرد ، سمت حكمرانى و شاهى را داشته‌اند ، و البته به صورت فجائى خلق نشده‌اند ، و از بقاياى ملوك دورهء قبل از اسلام اين سرزمين بودند . ولى چون از دورهء قبل از اسلام سندى از احوال اين دودمان نداريم بنابر ان از روى مآخذ عربى و فارسى وجود ايشان را تا ( 258 ه ) ثابت ميدانيم . اگر بقرار حكم مورخان كه يك قرن را براى سه نسل تعيين كرده‌اند ، در دو نيم قرن عهد اسلامى عدد شاهان اين خانواده را برشماريم ، بايد كم از كم هشت و نه نفر ازين دودمان حكمرانى كرده باشند بدين موجب « 1 »

--> ( 1 ) - چون شرح احوال اين رتبيلان در اقتباس كتب در صفحات گذشته آورده شده درينجا تلخيص و حوالت داده مىشود .