عبد الحي حبيبى
730
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
و مسلمانان و علماى اسلامى با مسجد جامع در ديبل موجود بودند . « 1 » هنديان در حساب و نجوم و اسرار و طب و خراطى و نجارى و تصوير و ديگر صنعتها و دواسازى و شمشيرسازى و شطرنج و سحر و رقص و حكمت و رياضيات و فلسفه مشهور بودند « 2 » چون مملكت فسيح هند در پهلوى شرقى افغانستان افتاده و خراسانيان را با هند روابط تجارتى و رفتوآمد و پيوستگى فرهنگى موجود بود ، بنابر ان برخى از علوم و مواد فرهنگى هند به حكم همسايگى و روابط اجتماعى در اجزاى ثقافت افغانستان خلط و مزج داشت ، و چون اعراب ثقافت خراسانى را گرفتند ، طبعا همان عناصر هندى نيز بوسيلهء ثقافت خراسانى جزو فرهنگ عربى گرديد ، و ما نظاير صريح اين مطلب را در سطور آينده جاييكه از كارنامههاى فرهنگى برمكيان بحث ميرانيم خواهيم نگاشت . در چنين احواليكه افكار و انتقال مواد كلتورى از شرق بغرب آسيا و بالعكس جريان داشت ، و علماء و شعراء و دانشمندان و بازرگانان و فاتحان رفتوآمد ميكردند ، زبانها و آداب يكديگر نيز باهم موثر مىافتاد . مثلا اثرهاى زبان عربى و درى و پنبتو با فاتحان و افراد و علماء و تجار از راه خراسان بهند آمد ، و بالعكس اثر زبانهاى هند و كلمات سنسكريت و سندى بر السنهء پنبتو و درى و عربى افتاد ، و ما بطور نمونه چند مثالى را مىآوريم ، و از ان ثابت مىآيد ، كه محل جريان اين انتقال فرهنگى هم افغانستان بود : در اوايل دورهء اسلامى رفتوآمد اقوام جت از وادى سند به ممالك غرب آسيا جارى بود ، كه از خراسان و اراضى جنوب افغانستان ، قافلههاى بزرگ آنها گذشته و بغرب حركت ميكردند ، و تا عربستان ميرسيدند ، اين اقوام تاكنون هم در افغانستان بنام جت در حالت خانه بدوشى موجودند . اعراب اين نام را زط بضم اول معرب
--> ( 1 ) - احسن 1 / 480 ببعد . ( 2 ) - ضحى الاسلام 1 / 233 بحوالت رسايل جاحظ 73 و مروج 1 / 35 و اخبار الحكماء 27 و غيره