عبد الحي حبيبى
725
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
اسلامى كه حامل قرآن و احاديث نبوى و روايات اسلاف اسلامى بودند به عمل مىآمد ، و ما در فصول گذشتهء كتاب بسا از امثلهء اين مطلب را نوشتهايم ، و چنين به نظر مىآيد ، كه در اوايل دورهء اسلامى افغانستان جنوبى ، محل سير و انتقال فرهنگ اسلامى بجنوب هند بود ، چنانچه بزرگ بن شهريار ناخداى اين عصر ( در حدود 300 ه 912 م ) مىنويسد : چون مردم سرنديپ و جزاير جنوبى هند از بعثت پيغمبر اسلام ( صلعم ) اطلاع يافتند ، مردى دانشمند را به عربستان فرستادند ، چون اين مرد بسرزمين عرب رسيد ، حضرت پيامبر وفات يافته و خلافت به حضرت عمر ( رض ) رسيده بود ، وى بعد از مطالعهء اوضاع مسلمانان ( از راه پارس ) به مكران ( جنوب افغانستان ) رسيد و از جهان رفت ، ولى يكنفر خدمتگار هندوى وى بسلامت به جزيرهء لنكا رسيد ، و احوال خلفاى اسلامى و طرز زندگى و درويشى و تواضع و اخلاق ايشان را بازگفت ، كه جامههاى پينه شده را مىپوشند ، و در جوار مساجد مىخسپند . چون مردم ازين وضع رجال اسلامى آگهى يافتند ، با مسلمانان ميل دل و محبت تامى را مىپروردند . « 1 » 3 / در انتقال افكار و تشكيل ثقافت جديد اسلامى ، ادب و ادباء و شعراى عرب و ملل مفتوحه نيز سهمى بارز داشتند ، كه ما در آينده اين موضوع را شرح خواهيم داد . 4 / انتقال افكار و كلتور و مصنوعات از راه تجارت هم جريان داشته ، كه ما دربارهء روابط تجارتى و صنعتى قبلا به تفصيل صحبت كردهايم . 5 / سهم موالى خراسانى در انتقال فرهنگى خراسان بعرب نهايت فراوان بود ، زيرا اعراب فاتح در خراسان بسا رجال و اطفال و زنان را در جنگها اسير گرفته و ايشان را بطور « ولاء » در دربار و خانهاى بزرگان و رجال مقتدر ملكى و لشكرى راه دادند ، و اين موالى بعد از آن در دربار و اداره و فرهنگ و ادب اسلامى مواقع برجسته و مهمى را بدست آوردند ، و در هر رشته مردان سرشناس و فهميده و داراى نفوذ كلام و نيروى بازو برامدند ، و چنانچه در فصل اول و دوم كتاب بارها گفتيم ، فرهنگ و آداب
--> ( 1 ) - عجايب الهند 155 ببعد