عبد الحي حبيبى

54

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

ايشان پيكارهاى عظيم روى داد ، تا كه در سنه 83 ه به زرنج سيستان عقب نشست ، چون بدان شهر راه نيافت ، به بست آمد و چون رتبيل شنيد عبد الرحمن را به نيكى پذيرفت ، و با لشكر خود به اطراف بست آمد ، درينوقت ياران عبد الرحمن او را به زرنج بازخواستند و تا هرات پيش رفتند . ولى عبد الرحمن پس به رتبيل پناه برد ، و حجاج نامه فرستاد ، تا رتبيل عبد الرحمن را به حجاج بازفرستد ، و الا كشور رتبيل بوسيلهء يك مليون لشكر پامال خواهد شد ، در آخر رتبيل به مقابل فروگذارى خراج هفت ساله ، عبد الرحمن را به گماشتگان حجاج سپرد ، و يا سر او را بريده به حجاج فرستاد ، و كان ذالك فى سنه 85 ه « 1 » در سنه 92 ه قتيبه بن مسلم قصد رتبيل اعظم و زابل را نمود ، چون به سيستان آمد رتبيل بوسيلهء فرستادگان خود طلب صلح نمود . « 2 » مسعودى مورخ و جهانگرد معروف على بن حسين مشهور به مسعودى ( متوفى 346 ه ) كه خود وى بلاد خراسان و سند را ديدن كرده ، و كتاب مروج الذهب را در ( 332 ه ) نوشت در شرح اختلاف حجاج و عبد الرحمن بن محمد بن اشعث والى سيستان و بست و رخج مىنويسد : كه عبد الرحمن با ملوك اين ديار مثل رتبيل « 3 » و غيره جنگ كرد ، و هركه برين سرزمين متصل مرز هند حكم راند ، او را رتبيل گويند ، و بعد از ان عبد الرحمن از اطاعت خليفه عبد الملك و حجاج سركشيد ( سنه 82 ه ) « 4 » همين مورخ گويد : كه در سنه 283 ه عمرو ليث هدايائى را بدربار معتضد خليفهء بغداد فرستاد ، كه در ان جمله بتى بود از جبال بست و بلاد داور و اصنام كوچك آراسته به زيور و جواهر ، كه مردم بغداد روزها به تماشاى آن مشغول بودند ، و زابلستان به كشور فيروز بن كنك ملك آنجا مشهور بود ، و اين ملك قلاع محكم و استوارى داشت ، كه در عالم نظير آن نباشد « 5 »

--> ( 1 ) - طبرى 5 / 188 ( 2 ) - طبرى 5 / 246 ( 3 ) - در نسخهء مطبوع زنبيل طبع شده كه تحريف رتبيل است و شرح آن بعد ازين مىآيد . ( 4 ) - مروج الذهب 3 / 72 طبع دار الرجاء قاهره 1938 م ( 5 ) - مروج 4 / 172