عبد الحي حبيبى

675

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

دو حوض پخته بود ، كه آب از انجا به شهر تقسيم مىشد . « 1 » بندهاى آب و ريگ : براى شهر زرنج بندهاى آب و ريگ بسته بودند ، مانند بند كندك بر درياى هلمند كه طرف در كركوى را آبيارى ميكرد ، و بندهاى ديگر آب و ريگ « 2 » بقول بشارى : زرنج پايتخت سيستان حصنى منيع شگفت‌آور داشت كه از عجايب آنوقت شمرده مىشد ، و مردم آن داراى فطانت و هوشيارى و ادب و دانشمندى بودند ، معادن و فواكه آن مشهور و بنابرين « بصرهء خراسان » ناميده مىشد و حصنى عجيب داشت ، كه بدور آن خندقى بود داراى آب جارى ، و مسجد و زندان هم درين شهر بود ، و در مقابل آن بناى عجيبى وقوع داشت ، كه دو منارهء قديم در ان برافراشته شده و سومين آن را يعقوب ليث از روى ( صفر ) ساخته بود ، و اين بناها از عصر ساسانيانست . شهر زرنج بوسيلهء آب هلمند مشروب ميگشت ، و در يك منزلى زرنج نهر طعام از ان جدا مىشد و تمام روستاها را آب ميداد ، تا كه به نيشك مىرسيد ، و از ان جوى ديگر بنام باشترود كه تا كزك طول داشت جارى شدى ، كه درينجا بندى را بر ان ساخته بودند تا آب آن به بحيره نيفتد ، و اين بحيره به طول زياده از بيست فرسخ و عرض يك منزل افتاده است . « 3 » ما دربارهء وضع آبيارى زرنج شرحى را در قسمت زراعت و سيستم آبيارى همين فصل داديم ، كه در انجا خواندنيست . شهر بلخ در اوايل دورهء اسلامى و هنگام سفر هيون تسنگ كه بلخ را بتاريخ 20 ماه اپريل 630 م مطابق 31 حمل سال نهم هجرى ديده بود ، اين شهر 20 لى مساوى شش و نيم ميل محيط داشته و « راجگر » يعنى پايتخت كوچك شمرده مىشد ، نفوس آن كم و يكصد معبد بودائى داراى سه هزار زاهد مذهب كوچك بودايى در ان بودند . « 4 » كه شرح معبد

--> ( 1 ) - جغرافيه خلافت شرقى 505 ببعد ( 2 ) - تاريخ سيستان و اصطخرى 242 و رسالهء زرنج تأليف من طبع كابل 1320 ش ( 3 ) - احسن التقاسيم 305 و 329 و 333 ( 4 ) - سى - يو - كى كتاب اول 109