عبد الحي حبيبى

662

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

خزان و نيازمندى به آتش مىافتاد ، ولى بعد از اسلام به تابستان آمد و چون ازين عيد هفتاد روز گذرد ، به زرع گندم خزانى آغازند ، و بشبهاى آن آتش افروزند بكردار سده و گرد بر گرد آن سيكى خورند . ماه اخشريورى : روز اول ماه ششم ، عيد فغبريه ( فغربه ؟ ) است ، يعنى مخرج شاه ، « 1 » كه درين روز شاهان خوارزم به شتائيه بدفع غزان برمىآمدند و مرزهاى خود را نگهدارى ميكردند . ماه اومرى : روز اول ماه اومرى عيد « ازداكند خوار » يعنى روز خوردن نان مشحم بود ، كه بر گرد تنورهاى افروخته فراهم آمده و نان مشحم ميخوردند ، و روز 13 همين ماه عيد « چيرى روج » بمنزلت عيد مهرگان بزرگ بود ، و روز 21 را « عيد رام روج » « 2 » گفتندى . ماه ريمژد : روز 15 ماه دهم ريمژد عيدى بود كه آن را باختلاف املاهاى منقوله نيم خب يا نيم خت ميگفتند ، كه اصل آن « مينچ اخيب » بود ، يعنى شب مينه ، و مينه نام يكى از ملكات ايشان باشد ، كه درين روز بسبب برودت هوا مرده بود ، مردم خوارزم درين روز بخور و دود و خوردنيهاى خوشبوى براى دفع جن و ارواح شريره داشتند ، و وقت اين عيد را بميان زمستان آورده بودند . ماه اسبندار مجى : روز چهارم اين ماه بنام خيژ ( يعنى قيام كه در پنبتو تاكنون به همين معنى است ) عيد ميگرفتند ، و روز دهم آن را عيد و خشنكام و وخش ميخواندند « 3 » ، و اين نام ملك

--> ( 1 ) - اين نام در خوارزمى مركب از دو جزو خواهد بود : فغ - بغ ( بمعنى خدا و شاه ) + بريه از مادهء براى و برامدن كه معنى آن جمعا همين « مخرج شاه » باشد . ( 2 ) - كلمه روج به روخ پنبتو نزديكست بمعنى روز . ( 3 ) - وادى وخش و رود و خشاب تاكنون به طرف جنوب دوشنبه واقع و يكى از معاونان شمالى درياى آموست ، و مأخذ كلمه او كس هم همين وخش قديم است .