عبد الحي حبيبى
656
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
وابسته است . « 1 » گرديزى گويد : اما شب گاو كثل ؟ كه از پس پانزدهم ماه باشد آنست كه گاوى را بيارايند و بيرون آرند و چنين گويند كه چون افريدون را از شير مادر بازكردند بر گاو نشست و اندرين روز بود كه آن گاو اثفيان پدر افريدون را اطلاق كردند كه ضحاك او را از اثفيان بازداشته بود ، كار به روى تنگ گرفته بود ، و مغان بدين سبب آن روز را بزرگ دارند از جهت افريدون و اثفيان را . » « 2 » البيرونى نيز همين داستان را در شرح عيد گ و كثل مىنويسد و گويد : « كه درين روز افريدون بر گاوى سوار شد ، و در شام آن روز همين گاو در حالى كه گردون ( گادى ) مهتاب را مىكشيد ظهور كردى و پس از ان غايب شدى و اگر كسى آن را ديدى در همان ساعت مجاب الدعوه بودى . و در همين شب اين گاو بر فراز كوهى عظيم به شكل گاو سپيد ديده شدى . اگر آن سال فراوانى بودى او را دوبار ديدندى و الا اگر خشكسالى بودى يك بار به نظر آمدى . » « 3 » كريستن سين درينجا به يك پيالهء سيمين موزهء ارميتاژ لينن گراد از عصر ساسانيان بنام پيالهء كليمووا اشاره مينمايد كه بر ان رب النوع ماهتاب بر تخت نشسته و بر دورادور او حلقهء هلال موجود است ، و اين تخت بر گردون ( گادى ) سوار است كه آن را چهار گاو مست و جوان ميكشند . « 4 » و ممكن است كه اين شكل پياله مربوط بدين داستان باشد كه البيرونى نقل كرده است . چون درين شب گاوى را مىآراستند و بيرون مىآوردند ، و مردم هم آن را مىديدند ، و تماشا ميكردند ، پس ميتوانيم نام اين عيد را طوريكه البيرونى ضبط كرده گاو كثل بشماريم ، چه كسل يا كتل ( بفتحتين ) در پنبتو تاكنون بمعنى
--> ( 1 ) - ساسانيان 229 ( 2 ) - زين باب 22 ( 3 ) - درينجا نسخهء مطبوع آثار الباقيه در صفحه 226 بريدگى دارد ، و متأسفانه اين مبحث مقطوعست . ( 4 ) - ساسانيان 229