عبد الحي حبيبى
651
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
سه صد و شصت و پنجمين روز سال ، در پنج روز اندرگاه ( پنجه دزديده - خمسه مسترقه ) دوام ميكرد و گويند كه در ان انسان خلق شده است . « 1 » اين گاهان بار ششمين را در حقيقت به ياد مردگان ميگرفتند ، كه فروردگان ( فروردجان معرب ) هم گفته ميشد ، و درين ايام خوردنيها را در ناوسها ( دخمهاى ) مردگان و آشاميدنيها را بر بامهاى خانهها ميگذاشتند و چنين مىپنداشتند كه ارواح مردگان درين ايام برميگردند ، و ازين اطعمه قوت ميگيرند ، و براى اينكه اين ارواح از بوى آن لذت برند ، در خانههاى خود راسن ( كاج يا سوسن كوهى ) را بخور ميكردند ، « 2 » و عقيده داشتند كه اگر كسى در صبح روز اول حمل پيش از سخن طعم بهى را بچشد و اترج را ببويد ، تمام سال وى سعد خواهد بود . و اگر قمر درين روز در منازل نارى بودى مردم شهد نوشيدندى ، و اگر در منازل آبى بودى ، آب نوشيدندى . « 3 » به اين ترتيب شش گاهانبار كه هر يكى 5 روز بود ، در طول سال ، مدت سى روز عيد گرفته ميشد ، و اين رسم از عصر اوستايى تا قرون نخستين اسلامى دوام داشت ، و حتى شهرت اعيادگاهان بار ، نزد مسلمانان و اعراب نيز بدرجهيى بود ، كه اين كلمه در هر دو زبان تازى و درى جزو ادب گرديد و مردم آن را بطور عيد و روزهاى شادمانى مىشناختند . ابو نواس شاعر معروف عرب ( 145 / 198 ه ) كه بدربار رشيد و امين و مأمون محشور بود گويد : و النو كروز الكبار * و جشن كاهنبار كه درين بيت جشن گاهان بار را با نوروز بزرگ يك جا آورده است . اسدى طوسى گفت : بفر فريدون و هنگ نهنگ * بگاه گهنبار هوشنگ شنگ « 4 »
--> ( 1 ) - كتاب التفهيم 260 و زين الاخبار خطى باب 22 و آثار الباقيه 215 ببعد و خرده اوستا 215 ببعد ( 2 ) - ساسانيان 223 و آثار 224 ( 3 ) - آثار 225 ( 4 ) - لغت فرس 156