عبد الحي حبيبى

50

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

و حجاج خروج كرد ، و از قواى خلافت شكست خورد ، به رتبيل پناه آورد ، ولى رتبيل او را به گماشتگان حجاج سپرد « 1 » و حجاج با رتبيل تا مدت نه سال به اين شرط صلح كرد ، كه در هر سال هزار درهم عوارض بپردازد . در عصر وليد بن عبد الملك قتيبه بى مسلم باهلى ، بامارت خراسان و سيستان آمد « 2 » چون برادرش عمرو بن مسلم به سيستان رسيد ، از رتبيل خراج خواست ، ولى رتبيل جواب داد : كه سر از اطاعت بر نداشتيم اما همان مبلغى را ميدهيم كه حجاج تعيين كرده بود . چون اين خبر به قتبيه رسيد ، امر داد كه به همان مبلغ قناعت كنند ، زيرا اين كشور براى عرب سرزمين مشئومى است . بعد ازين چون در عصر سليمان بن عبد الملك ، مدرك بن مهلب به سيستان آمد « 3 » رتبيل به او چيزى را نداد ، و تا آخر عهد بنى اميه و ابو مسلم به عمال اسلامى خراجى را نپرداخت ، تا كه در عهد منصور خليفه عباسى ، معن بن زائده شيبانى بر سيستان والى شد « 4 » و به رتبيل نوشت كه مبلغ معين كردهء حجاج را بفرستد ، رتبيل متاع ناچيزى را فرستاد ، كه معن را از ديدن آن خشم آمد ، و قصد رخج كرد ، ولى رتبيل از انجا به زابلستان پس نشست ، و سه هزار اسير در دست لشكر عرب افتاد ، و ماوند « 5 » جانشين او امان خواست ، و به بغداد فرستاده شد . ولى معن از خوف زمستان پس به بست برگشت . واليان خليفه مهدى و الرشيد نيز بعد ازين مبالغى را از رتبيل باندازهء توان و ناتوانى خود ميگرفتند ، و چون المامون خليفه عباسى در خراسان بود ، كابل به كلى مفتوح گشت و پست ( بريد ) به آن شهر پيوسته گرديد « 6 »

--> ( 1 ) - طبرى سنه 85 ( 2 ) - طبرى سنه 86 ( 3 ) - طبرى سنه 97 ه ( 4 ) - طبرى سنه 151 ه - ( 5 ) - اين نام بومى افغانستان قديم از زبان درى به نظر مىآيد ما - مها ( بزرگ و مه ) + وند ( ادات تصاحب و دارائى ، از مصدر وندن يعنى نهادن و دارا بودن ) پس ماوند بمعنى دارندهء بزرگى و مهى باشد كه نظاير آن خداوند و دماوند و نهاوند است . ( 6 ) - فتوح البلدان از صفحه 484 تا 495