عبد الحي حبيبى

616

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

وردگ ( ورد بمعنى گلاب + گ ) و گاهى صفاتى مانند شيرين نام زنان بودى . پرورش و آموزش دينى دختر بر مادر ، ولى دادنش بشوى در اختيار پدر بود ، و اگر پدر زنده نبودى ، اين وظيفه نيز بدوش مادر تكيه كردى ، و عموما دختران را در سن پانزده سالگى عروسى ميكردند ، ولى پدر حق نداشت كه دختر خود را به شويى كه پدر انتخاب كرده به زور ازدواج كند ، و در صورتى كه دختر نميخواست اين عمل انجام نمىيافت . گاهى شوهر بموجب يك سند قانونى كه آن را وندشنيه VINDISHNIH ميگفتند ، زن را در مال خود شريك ميساخت . و اگر طلاق بدون خواهش زن واقع مىشد ، او مىتوانست اموال خود را تصاحب نمايد . در جامعهء زردشتى يك مرد ميتوانست ، براى همدردى و پشتيبانى يكى از زنان خود را با شخصى كه مستحق مدد و كمك باشد ازدواج نمايد ، و اگر در مدت اين ازدواج عارضى اولادى از ان زن پيدا مىشد ، به شوى اولش تعلق ميگرفت ، و اين نوع ازدواج در تحت يك معاهدهء قانونى انجام مىيافت . در ازدواج عادى زوجين را شوذ - زن ميگفتند ، ولى درين ازدواج كمكى و همدردى قانونا شوى را ميرگ ، و زن را زيانگ ميخواندند . البيرونى يك نوع ديگر ازدواج زردشتيان را در كتاب الهند از نسخهء قديم نامهء تنسر نقل نمايد ، كه اگر كسى بميرد و داراى اولاد نرينه نباشد ، پس اگر زنش باقى باشد او را به نزيكترين مردان خويشاوندش دهند ، و اگر زن نداشته باشد ، دخترش را دهند ، و اولاد اين ازدواج را وارث متوفى مىشمردند . در قوانين ميراث هم كدبانو يعنى زن پاذشاييها و اولادش حصه‌هاى مساوى از تركهء ميت ميگرفتند . در حالى كه زن چگاريها و اولاد ايشان حقى در تركه نداشتند ، الا در صورتى كه ميت هبه يا توصيه كرده باشد . و دخترانيكه از اولاد كدبانو زناشويى ميكردند ، درينصورت نصف حق خود را مستحق بودند . « 1 »

--> ( 1 ) - اين معلومات را دربارهء زن جامعهء زردشتى كريستن سين در كتاب ساسانيان خود به حوالت قانون ساسانى و متون پهلوى و نامهء تنسر و كتاب الهند و زن در قانون ساسانى و غيره فراهم آورده كه از ان كتاب ص 427 ببعد ترجمه اردو و عربى تلخيص شد .