عبد الحي حبيبى
596
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
طبقات مردم در عصر اسلامى آنچه در بالا گفته شد ، وضع عنعنوى طبقاتى مردم بود ، كه تا ايام نشر اسلام در سرزمين خراسان و مرزهاى شرقى آن دوام كرده بود ، ولى در دورهء اسلامى هنگاميكه فاتحان عرب برين سرزمين دست مىيافتند ، وضع اجتماعى را بشرح ذيل مىبينيم : دودمانهاى حاكمه و روحانيان : چنانچه در فصل اول به تفصيل گذشت ، برخى از بقاياى دودمانهاى قديم مملكت ، بطور حكمرانان محلى در حصص مختلف كشور حكم ميراندند ، كه رتبيل زابل و كابلشاه و ملك هياطله و بر از ان پوشنگ و شار غرستان و شير باميان و ختلان و سهراب طالقان و لويك گرديز و گوزگان خدا و روب خان تخارستان و ترمذ شاه و غيرهاند كه جغرافيانويسان عرب و مورخان نام ايشان را مىبرند . « 1 » افراد اين خاندانهاى حاكمه فرمانروايان مطلق بودند كه اكثر ايشان با آمدن اسلام موافقه نموده و تا قرنها در دورهء اسلامى نيز قدرت و نيروى خود را حفظ كردند . مثلا دودمان سامان خدات كه در قصبه سامان بلخ خواجگى داشتند « 2 » و اينجاى بنام سمانه در كتب متأخرين هم ذكر شده منسوب بودند به بهرام چوبين يكى از پهلوانان دورهء ساسانى شهنامه ، كه بقول نرشخى ، اسد بن عبد اللّه قسرى امير بنى اميه در خراسان ( متوفى 166 ه 782 م ) كه پرورندهء خاندانهاى بزرگ قديم بود ، سامان خدات را پرورانده بود ، و او ديهى بنا كرده است كه آن را سامان نام است ، او از بلخ
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به ايرانشهر ماركوارت و ابن خرداذبه و غيره ( 2 ) - سنى ملوك الارض از حمزه اصفهانى طبع برلن 1340 ق