عبد الحي حبيبى
552
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
ميرسيد ، آن را به منزل مقصود ميفرستاد ، و آنچه از اصحاب بريد ( پوست ماستر ) و اصحاب اخبار ( مامورين ضبط احوال ) به او ميرسيد ، عين آن يا خلاصه را به حضور خليفه ارسال ميداشت . مامورين پوسته كه در تحت اداره صاحب بريد كار ميكردند عبارت بودند از : 1 / پروانه يا حامل خرايط بريد ، كه او را در عربى فروانقى ( جمع : فروانقيين يا فرانق ) ميگفتند ، و اين معرب همان پروانهء فارسيست . 2 / موقعين : كه ايشان را اسكدار هم گفتندى ، و اصل اين كلمه بقول خوارزمى در مفاتيح العلوم از كودارى بود ، يعنى از كه و از كجا دارى ؟ اين شخص همواره مدرجى داشت ، كه در ان عدد خرايط پست و نامههاى وارده و صادره و نامهاى صاحبان آن را مىنوشت ، و بمنزلت كتاب ثبت مراسلات امروزه بود ، كه همين مدرج و كتاب ثبت را هم اسكدار مىناميدند . 3 / مرتبين : مامورين دار البريد كه پوسته خانهاى فرعى را اداره ميكردند ، و آمران آن بوده و رواتب معينى داشتند . صاحب بريد كه آمر بزرگ بريد ولايات شمرده مىشد ، همواره معتمد خاص خليفه بود ، زيرا وى علاوه بر لياقت ادارى ، داراى صفات ثقت و امانت و حفظ اسرار هم بودى ، و از اوضاع راهها و رباطهاى بريد ، اطلاع كامل داشتى ، چنانچه اگر كدام وقتى خليفه بسمتى ميرفت و يا لشكركشى مىنمود ، بايد احوال راه را صاحب بريد با تمام و كمال پيش خود مهيا داشته و تقديم ميكرد . « 1 » راههاى بريد در كشور خلفاء و از ان جمله خراسان خطوط سير پوسته معين بود ، و در موارد لازمه رباطهاى سكونت پروانه و اسكدار و ستوران حامل پوسته ساخته بودند ، كه اين رباطها در خراسان از يكديگر فاصله شش ميل داشت .
--> ( 1 ) - كتاب الخراج و صنعة الكاتب 185