عبد الحي حبيبى
548
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
بود ، و نيز در زبان پهلوى ايو بريذ - دو بريذ - سه بريذ اصطلاحى موجود است ، كه مقصد از ان قاصدان و پسترسانان تيز رفتار باشند ، كه يك يا دو يا سه اسپ براى رسانيدن پست شاهى با خود بطور جنيبت مىبردند ، و به نوبت از ان كار ميگرفتند « 1 » ياقوت حموى فاصلهء بريد را در باديه 12 ميل ، و در شام و خراسان 6 ميل مىنويسد ، و از قول ابو منصور گويد كه بريد بمعنى رسول است ، و ابراد ( مصدر باب افعال ) بمعنى ارسال باشد و عرب گويند الحمى بريد الموت يعنى تب قاصد مرگست ، كه درينصورت اصل كلمه عربى باشد . در حالى كه برخى آن را بريد ( قطع كرد ) از فارسى معرب دانند « 2 » ، و بقول خوارزمى چون دنب اسپ را مىبريدند ، آن را بريده گفتند ، و چون معرب شد ، بريد گرديد ، كه بر هر دو قاصد و هم مركب او اطلاق گرديد ، و مسافه هر بريد دو فرسخست . « 3 » قراريكه مورخان گويند : ترتيب بريد در عصر اسلامى از طرف حضرت معاويه بن ابى سفيان گرفته شد . زيرا پيش ازو در شام و عراق موجود بود . و چون بعد از ان همين صاحب بريد اطلاعات ناحيه و اوضاع مامورين و مردم را هم به مركز خلافت اطلاع ميداد ، اين موسسه كسب اهميت نمود ، و مركز بزرگ ضبط احوال ولايات گرديد ، و اصحاب بريد مكلف بودند ، كه اوضاع ناحيت خود را بدربار خلافت اطلاع دهند . گويند روزيكه طاهر پوشنگى بر منبر خراسان نام خليفه مامون را از خطبه برانداخت ، صاحب بريد او را عتاب كرد ، ولى طاهر گفت : فراموش كردم و سهوا نگفتم ، بنابرين اطلاع اين امر را بمامون مده ! صاحب بريد جواب داد : خليفه حتما بوسيلهء مراسلات سوداگران ازين امر مطلع مىشود ، و چون اين خبر بدون وسيلهء من به دو رسد ، سبب زوال نعمت منست . طاهر اين سخن بشنيد و به صاحب بريد خراسان
--> ( 1 ) - كريستن سين در ايران عهد ساسانيان 167 بحوالت تاريخ تمدن شرق در عهد خلفاء از فان كريمر 1 / 195 و خسرو و ريدك طبع او نوالا و مقاله گايگر در مجلهء علوم شرقى و يانا 309 ببعد طبع 1915 م ( 2 ) - معجم البلدان 1 / 35 ( 3 ) - مفاتيح العلوم 42