عبد الحي حبيبى
532
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
به اين مهم گماشته مىشد ، كه صفات تجربه و امانت و قانون دانى درو جمع ، و درين موارد به ديگرى نيازمندى نداشته باشد . « 1 » در عصر ساسانى شش خاندان بزرگ و معروف رجال دربار موجود بودند كه امور مختلف كشور را بر سبيل توارث اداره ميكردند ، و منصب قضاى دربار نيز بيكى ازين دودمانها تعلق داشت ، و در ولايات نيز همواره قاضى را از طبقهء روحانيان مقرر ميداشتند ، و بنابرين ذكر قاضى ( دادور آنوقت ) همواره با طبقات روحانى ديگر مانند دستوران و موبدان و هيربدان مىآيد ، كه قاضى را داذور ، و قاضى القضات را شهر داذور يا دادور دادوران ميگفتند « 2 » كه گاهى برخى از وظايف او را شخصى ديگر بنام آيين بذ اجرا كردى ( غالبا صاحب شرطه يا مفتى عصر اسلامى ) در ولايات نيز يك داذور ( قاضى ) مقرر بود ، كه در مناطق مربوطه دو نفر كاردار قضائى ديگر بنام سروشور ذداريگ ( ناظر شرعى ) و دستور همداذ ( نايب دستور ) با او در امور قضا كمك كردندى ، و قاضى عسكر را سپاه داذور گفتندى ، و هم گاهى هيربدان يعنى سدنهء آتشكدها مانند داذوران حكم قضائى صادر كردندى . « 3 » بموجب احكام سنت مزديسنا ، گاهى محاكم مخلوط بشمول داذوران متعدد موقتا تشكيل شدى ، كه گواهان و مدعيان قضيه را در مدت معين ميخواستند و دعاوى را مىشنيدند و فيصله را صادر ميكردند ، و كسانى كه به محاكم براى اظهار مطالب و دعاوى خود مىآمدند بموجب دساتير قضائى ، اجازت پرگويى و ضياع اوقات را نداشتند ، و اگر داذور براى غرض شخصى ، حقى را ناحق ميساخت ، او را هم زير بازخواست قضائى قرار ميدادند . « 4 » نظر به نامه تنسر جرميكه مورد تعقيب قضائى قرار ميگرفت بر سه قسم بود :
--> ( 1 ) - دين كرد 8 - 74 ( 2 ) - رويداد انجمن شرقشناسان منعقد روم مضمون تواديا ( 3 ) - مروج الذهب 2 / 156 ( 4 ) - دين كرد 22 / 10