عبد الحي حبيبى

525

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اين بود ، كه خلفاى عربى امارت ولايات را به كسانى كه از خاندان خلافت و نزديكان دربار ، و يا ارباب اقتدار بودند مىسپردند ، اين امراء همواره در پايتخت خلافت نشسته و به محل امارت نمىرفتند ، ولى از طرف خود نايبى را به آن ولايت ، براى اداره و فراهم‌آورى ماليات مىفرستادند ، كه ما در فصول سابق كتاب بسا از نظاير آن را گفته‌ايم . اين طرز حكومت در ادارهء دولت اموى نقص كلى را وارد آورد ، زيرا رجال خاندان خلافت و ديگر دودمانهاى معتبر و درباريان بزرگ ، در مركز خلافت نشسته و از انجا بالواسطه حكم ميراندند ، كه اين رويهء زيان‌آور ، دودمان امويان را به عواقب خطرناكى كشانيد . « 1 » اصناف كارداران و دواوين در عصر اموى خراسان و سيستان مربوط بود به اميريكه از طرف خلافت به امارت عراقين و سرزمين‌هاى شرقى خلافت مقرر مىشد ، و مقر او در كوفه بود . اين امير عموما براى سه مقصد مهم در خراسان نماينده و كاردار خود را مىگماشت : ( 1 ) بر نماز . ( 2 ) بر حرب . ( 3 ) بر مال و خراج . « 2 » چنانچه گفته شد گاهى اين امارت خاص ، به امارت عام تبديل مىيافت ، و فقط يك شخص بر هر سه كار فوق گماشته مىشد ، ولى تعيين قاضيان هم از حقوق خليفه بود ، كه بنام وى در بلاد اسلامى ، امور قضا را انجام مىدادند . در عصر خلفاى اموى و عباسى عموما براى ادارهء ولايات و بلاد ، كارداران موظف عبارت بودند از : اول عامل خراج و صاحب بيت المال . دوم قاضى . سوم قايد لشكر . چهارم صاحب شرط . پنجم عامل صلاة . « 3 »

--> ( 1 ) - سيد امير على در تاريخ عرب 190 ( 2 ) - تاريخ سيستان 125 ( 3 ) - تاريخ الاسلام السياسى 1 / 358