عبد الحي حبيبى

522

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

كارداران خلافت را شده و نصف نخستين قرن اول اسلامى كه لشكركشى و فتح بلاد را هم به عهده داشتند ، در تحت چنين شروط و با روح عدالت و تقوا پيش ميرفتند ، و علت پيشرفت و فتوح وسيع ايشان هم همين رويهء نيكو و اخلاق پسنديده بود . انواع امارت در عصر امويان خراسان تا ماوراى سند فتح شد ، و دولت اموى در سرزمين‌هاى شرقى دو عراق عربى و عجمى در تحت نظر يكنفر والى عراق داشتند ، كه مركز او در كوفه بود ، و تمام خراسان و ماوراء النهر و كرمان و سيستان تا كابل و بلاد سند به عراق عجم مربوط بود ، و والى عراق عجم ، عاملى را بر خراسان و ماوراء النهر مىگماشت ، كه مركز او مرو بودى ، ولى براى اراضى سند و طرف شرقى زابلستان ، عامل ديگرى مقرر شدى ، و اين ولايت عراق از جمله پنج ولايت تحت ادارهء دولت اموى بود . « 1 » امارت عربى در عصر امويان و عباسيان بر دو نوع بود : اول امارت خاص : گاهى شخصى از دربار خلافت براى ادارهء امور خاصه مانند قيادت لشكر و حفظ ولايت و سرحدهاى آن گماشته مىشد ، و حق نداشت كه به كارهاى قضا و ماليات و صدقات دست برد « 2 » ، و ما در حكمرانان خراسان كه از دربار خلافت مقرر ميشدند ، نظاير اين گونه امارت خاص را در فصول گذشته فراوان ديديم ، و چون حجاج بن يوسف امير عراق و خراسان در سال 95 ه 713 م بمرد ، خليفه وليد بن عبد الملك فرزند او عبد الملك را در همين ولايت بر صلاة ، و يزيد بن ابى مسلم را بر خراج مقرر داشت . « 3 » در عاملان و اميران خراسان نيز چنين ترتيب را مىبينيم ، مثلا در سنه 130 ه

--> ( 1 ) - تاريخ عرب از سيد امير على 187 طبع لندن 1927 م ( 2 ) - احكام السلطانيه از ماوردى 30 ببعد ( 3 ) - المعارف ابن قتيبه 359 طبع قاهره 1960 م