عبد الحي حبيبى
520
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
كارداران عربى در خراسان در دو قرن نخستين اسلامى كه موضوع كاوش و تحقيق ما درين كتابست ، تمام خراسان تا كرانهاى درياى سند به خلافت اسلامى ملحق گرديد ، و از دربار خلفاى اموى و عباسى مستقيما به وسيلهء حكمرانانيكه مقرر ميكردند اداره ميشد . در آغاز فتوح اسلامى ادارهء كشورهاى مفتوحه ، به احتلال عسكرى شبيهتر بود تا به تملك . زيرا كارداران و واليان عبارت بودند از سرداران لشكر ، كه در اطراف بلاد مفتوحه ، بدون اينكه در شهرها يا روستاها زندگى كنند ، در لشكرگاههاى خود نزديك بصحرا ميزيستند ، و با مردم اختلاطى نميكردند . و حتى حضرت عمر ( رض ) عساكر اسلامى را از اشتغال بزراعت زمين هم بازداشته بود . ايشان در لشكرگاه خود بوده ، و در ايام بهار گلههاى اسپان خويش را بصحرا براى چرا و فربهى مىبردند « 1 » خلفاى اسلامى قواى اجرائيه و قضائيه كشور اسلامى را در دست داشتند ، و از طرف خود شخصى را بنام « عامل » بر ولايات مفتوحه مىگماشتند ، و بعد از ان آن را والى گفتند ، كه بنام امير هم ملقب مىشد ، و وظيفهاش امامت در نماز و فصل نزاعها و قيادت لشكر و نگرانى بر عاملان ديگر بودى ، و عامل خراج در پهلوى او كار كردى . يعنى امير سياست را اداره كردى ، و عامل خراج امور مالى را در دست داشتى . « 2 » خلفاى راشدين و امويان ، اميران و عاملان ولايات را از بين تازيان انتخاب ميكردند ، ولى اين گماشتگان خلافت ، پيش خليفه مسئوليت سختى داشته و مكلف
--> ( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 108 ( 2 ) - تاريخ الاسلام السياسى 1 / 354