عبد الحي حبيبى

513

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

در عصر مروان الحكم اموى ، بعد از سنه 64 ه 683 م عبد العزيز بن عبد اللّه بن عامر حكمران سيستان و مرد دانشمند علم دوستى بود ، در عصرش رستم بن مهر هرمزد مجوسى متكلم سيستان شهرت داشت . حكمران عربى بدين دانشمند مجوسى گفت : دهاقين را سخنان حكمت‌آميز باشد ، ما را از ان چيزى بازگوى ! رستم اين سخنان پندآميز را در امور جهاندارى و ثقافت ادارى به او گفت : « دوستى مرد نادان از روى افتعال ( ساختگى ) بىحقيقت باشد ، و در پرستش رياكارى نمايد ، و سود خويش در آزار مردم جويد . و دوستى بين دو تن بماند اگر چند بدگوى در ميانه نشوند . و دانا هميشه قوى بود ، اگر هوا برو غالب نگردد ، . و كار پادشاهى و پادشاه تا وقتى مستقيم باشد ، كه وزيران او بصلاح باشند . » « 1 » ازين سخنان و نظاير آن توان دريافت ، كه مردم اين سرزمين در امور جهانبانى و ادارى و اخلاق اجتماعى چگونه فكر ميكردند ؟ و ادارهء امور و سياست و مملكت - دارى ايشان هم بر همين و تيره بوده باشد اداره در عصر اسلامى : فاتحان عرب در قرن اول هجرى ، بسرزمين خراسان ، با مبادى سادهء زندگى ، ولى روحيهء اسلامى رسيدند ، ايشان در عراق و يك قسمت خراسان غربى ، طرز اداره و سازمان دولتى ساسانيان را كه مدت چند قرن عمر داشت ، و يكى از شاهنشاهى - هاى بزرگ و متمدن عصر بود ديدند ، و در مسايل اداره و جهانبانى و تشكيل سازمانهاى دولتى استفادهاى فراوانى از ان نمودند . هنگاميكه اعراب به خراسان آمدند ، درين جا از نظر اداره و جهاندارى نظام ملوكى طوايف با سنن خاص باستانى خود وجود داشت ، و از جمله اشراف و نجباييكه حكم ميراندند ، سه طايفه بسيار معروف بودند كه : نخستين را شهريج جمع عربى آن شهارجه .

--> ( 1 ) - تاريخ سيستان 106