عبد الحي حبيبى
508
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
يك كروه : 500 دهنو يك دهنو : 4 هت يك هت : 24 انگشت يك انگشت : 7 جو « 1 » بقول ابن خرداذبه در خراسان تحت سلطهء عرب ، مانند قلمرو ديگر خلافت كيلى در ماليات جنسى رواج داشت ، كه آن را كر ( بضمهء اول ) ميگفتند ، معادل شش خروار ، « 2 » و قراريكه المقدسى اشاره كند ، وزن من در منصوره و ملتان و قندهار و طوران ( بلوچستان كنونى ) مساوى من مكى بود ، و نيز پيمانهء ديگر بنام كپچى مساوى چهل من گندم در طوران رواج داشت ، و نام پيمانهء ملتانى مطل مساوى 12 من گندم بود . « 3 » محمد كاتب خوارزمى گويد : كه عيار جريب در هر شهر مختلف است ، زيرا يك جريب عبارت از ده قفيز باشد ، كه در شهرها قفيز مقدار عليحدهيى دارد ، و قفيز نشاپور مساوى هفتاد من گندم است ، و در برخى از نواحى نشاپور قفيز دو نيم من باشد ، كه بدين حساب يك جريب 25 من گردد ، در حالى كه در برخى از روستاهاى نشاپور يك قفيز يك و نيم من و بنابرين هر جريب عبارت از 15 من باشد . اما در بخارا مكيال نغنجه عبارت از 75 من گندميست ، و در خوارزم و تخارستان هرسخ ( بضمه اول ) مساوى 24 من و دو قفيز باشد ، و مكيال غور اهل خوارزم 12 سخ است ، كه هر ده غور عبارت از يك غار باشد . اما مقياس غار در نسف صد قفيز و هر قفيز نه من و يك نصف من است . « 4 » كلمات خروار و اشتروار و من از زبانهاى خراسان به عربى رفته و مستعمل شده بود ، قدامه بن جعفر ، خروار را به ( اوقار حمار ) تعبير كرده ، و هم كلمه من را مىآورد « 5 » . و ما مىبينيم كه كلمه من در عربى دخيل گرديده ، و جمع آن را مسعودى امنان ، و البيرونى
--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 130 ( 2 ) - مسالك الممالك ابن خرداذبه ( 3 ) - احسن التقاسيم 482 ( 4 ) - مفاتيح العلوم 45 ( 5 ) - كتاب الخراج و صنعة الكايت 263