عبد الحي حبيبى
496
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
شاهان محلى و افغانيست . چشمان بادامى و بينىهاى بلند و كشيده و مويهاى غلو و سيماى كشاده تماما با چهرهء جوانان قبيلوى افغانى واديهاى غزنهء كنونى شباهت تام دارد ، ولى تصوير گاو اثر هندى و افكار دينى مشترك هند و افغان را در زمانهاى قبل الاسلام مىرساند ، و نيزهسوار اسپ ، از خصايص تاريخى نيزه بازان قبايل غزنه است ، كه تاكنون هم اين دأب را نگاهداشتهاند ، و بقول فرخى : « بگونهء شل افغانيان دو پره و تيز » « 1 » گويا در عصر سلطان محمود هم شل افغانى يعنى نيزهء افغانى شهرت داشته و غالبا نام شلگر ناحيت غزنه نيز از همين شل افغانى ساخته شده ، كه جوانان آن تاكنون هم در نيزه بازى و سوارى بىنظيراند . اما آنچه بر مسكوكات شاهان ديگر نشان گاو با علايم آتشكده و فرشتگان مزديسنا ديده مىشود « 2 » اثريست از كيش زردشتى مشترك افغانى و پارسى . هيون تسنگ جهانگرد چينى در نصف اول قرن نخستين هجرى مسكوكات زرين و سيمين را در تخارستان متداول ديده ولى گويد : كه شكل اين مسكوكات با اشكال سكههاى ولايات ديگر اختلاف دارد « 3 » ، و هم او در ولايات جنوب غربى مملكت مسكوكات بزرگ سيمين را ديده است ، كه مردم در تجارت استعمال ميكردند « 4 » ، و چون مسكوكات زرين و سيمين ساسانيان فراوان ازين سرزمين در حفريات بدست مىآيد ، و نمونههاى آن در موزيم كابل موجود است ، بنابرين بايد گفت كه مقصد هيون تسنگ نيز همين مسكوكات ساسانى باشد . و همين زاير چينى در كاپيسا مسكوكات طلا و نقره و مسى كوچك را ديده است ، كه در شكل و نقش با سكههاى ممالك ديگر اختلاف داشت . وبيل مترجم يادداشتهاى هيون تسنگ احتمال ميدهد
--> ( 1 ) - ديوان فرخى 62 ( 2 ) - مانند سكه نپكيان در تاريخ افغانستان 2 / 503 ( 3 ) - سى - يو - كى كتاب اول 104 ( 4 ) - همين كتاب 465