عبد الحي حبيبى

447

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

ازين سرزمين‌ها داراى زراعت وسيع و اراضى صالح و زرخيزى بود و شهرهاى معروفى مانند كابل ، دنپور ( جلال‌آباد كنونى ) پرشاور ( پشاور ) ويهند ( كنار سند در مقابل اتك كنونى ) را داشت . 6 / ساحهء مهران يعنى درياى سند ، كه تمام اراضى جنوب پشاور را تا حدود ملتان و اوچ و الرور ( روهرى ) و ديبل ( در حدود كراچى كنونى ) در برداشت ، و بلاد معروف اوچ و ملتان و بنو ( بنيان ) و منصوره و تهته و رور و بسمد و ديبل درين ساحه واقع بود . كه اين حوزهء وسيع در تحت سلطهء امويان و عباسيان بحيث يك ولايت عليحده‌يى اداره ميشد ، و ولايت مكران و طوران و قصدار را هم گاهى جزو آن ميشمردند . ولى تمام اين سرزمين از نظر صنعت و زراعت و تجارت با خراسان پيوستگى بارزى داشت . اكنون ما اين شش ساحهء زراعتى و صنعتى را در اوراق تاريخ مطالعه ميكنيم ، كه داراى كدام مميزات زراعتى و محصولات كشاورزى و صنعتى بوده است ؟ در اوائل دورهء اسلامى كه هنوز فاتحان تازى ، به اين سرزمين نرسيده بودند ، زاير و جهانگرد معروف چينى هيون تسنگ در سنه 9 ه 630 م ازين كشور ديدن كرد ، و بهند رفت ، و در سال 24 ه 644 م از انطرف پس آمد ، وى درين دوبار ديدن خويش به اوضاع زراعتى برخى از ولايات اشارتهايى دارد : ولايت تخار از زمان قديم كشتزار پنبه بوده و هيون تسنگ هم گويد كه اكثر اهالى پنبهء خوب را براى ساختن لباس خود استعمال كنند ، و برخى پشم را هم به كار برند . « 1 » ولايت جوزجان ( هو - شى - كين ) كه داراى مراتع و رودخانهاى فراوان بود ، پرورشگاه اسپ‌هاى بسيار خوب ( شين ) شمرده مىشد ، و در كوهسار بين جوزجانان و باميان كه آن را كى - چى ( گز ) ناميده ، سبزيجات و غله فراوان و گل و ميوه اندك بود . « 2 » دربارهء پو - هو ( بلخ ) گويد : محصولات ارضى و كشاورزى آن متنوع و گوناگون بوده و شمردن گلهاى خودرو و كشتى آن مشكل است . « 3 »

--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب اول : تو - هو - لو - تخاره ( 2 ) - كتاب اول سى - يو - كى 112 ( 3 ) - همين كتاب : پو - هو ( بلخ ) 109